برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1388 100 1

on the heels of


کمی پشت سر (کسی)، کمی بعد از (کسی)، در دنبال، متعاقب

معنی کلمه on the heels of به انگلیسی

came on the heels of
• came right after, immediately followed
come on the heels of
• follow, come directly after, occur after, arrive after
tread on the heels of
• follow, pursue, go after

on the heels of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس نعمتی فر
بلافاصله بعد از (کسی یا چیزی)
TV camera teams arrived hot on the heels of the police.
Her remarks came hard on the heels of a statement by the President.
Yet another scandal followed close on the heels of the senator’s resignation.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی on the heels of
کلمه : on the heels of
املای فارسی : اون تاه هیلس اوف
اشتباه تایپی : خد فاث اثثمس خب
عکس on the heels of : در گوگل

آیا معنی on the heels of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )