برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1463 100 1

old fashioned

/oʊldˈfæʃn̩d/ /əʊldˈfæʃn̩d/

گذشته گرای، کهنه گرای، کهنه پرست، امل، محافظه کار، سنت گرای، از مد افتاده، قدیمی، محافظه کار کهنه، غیرمتداول

بررسی کلمه old fashioned

صفت ( adjective )
مشتقات: old-fashionedly (adv.), old-fashionedness (n.)
(1) تعریف: resembling past styles, manners, or modes of behavior; outdated.
مترادف: d�mod�, dated, dowdy, outdated, outmoded, vintage
متضاد: contemporary, modern, newfangled
مشابه: ancient, antediluvian, musty, obsolete, old-time, olden, out of date

- an old-fashioned dress
[ترجمه ترگمان] یه لباس قدیمی
[ترجمه گوگل] یک لباس قدیمی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: sharing or approving the values, styles, methods, or manners of the past.
مترادف: classic, old-line, old-world, quaint
متضاد: up-to-date
مشابه: classical, conservative, traditional, vintage

- an old-fashioned teacher
[ترجمه ترگمان] یه معلم قدیمی
[ترجمه گوگل] یک معلم قدیمی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه old fashioned در جمله های نمونه

1. ten old-fashioned propeller planes
ده هواپیمای قدیمی ملخ دار

2. the old-fashioned methods of teaching languages
روش‌های کهنه‌ی آموزش زبان

3. his mother's family was old-fashioned and religious
خانواده‌ی مادرش محافظه کار و مذهبی بودند.

4. she was wearing an old-fashioned dress
او پیراهن از مد افتاده‌ای پوشیده بود.

5. Warm hearted wishes for an old fashioned Christmas and a happy New Year filled with all your favorite things.
[ترجمه ترگمان]آرزوی قلبی شاد برای یک کریسمس قدیمی و سال نو و سال نو را با همه چیزهای مورد علاقه ت پر کن
[ترجمه گوگل]آرزوهای آرزوهای گرم برای کریسمس قدیمی و شاد سال نو پر از همه چیز مورد علاقه خود را
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Brilliant teamwork and old fashioned grit got the team a last minute point.
[ترجمه ترگمان]یک کار تیمی عالی و grit قدیمی تیم را برای آخرین لحظه به دست اورده بود
[ترجمه گوگل]تیم با تجربه و کارآیی درخشان و مدافع قدیمی مدافع تیم، نقطه ی آخر را به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Pu ...

معنی کلمه old fashioned به انگلیسی

old fashioned
• out-of-date; out of style; conservative
• something that is old-fashioned is no longer considered appropriate in style or design, because it has been replaced by something more modern.
• if someone is old-fashioned, their behaviour and beliefs are those which were common or accepted in the past, but are no longer common.
old fashioned concept
• concept that is out-of-date, idea that is no longer popular
old fashioned medicine
• old-fashioned medical remedies, remedies that were used before the advent of modern medicine, folk remedies (chicken soup, castor oil, etc.)

old fashioned را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sara
نام نوعی نوشیدنی که با آبجو ، یخ و چند چیز دیگر درست میکنند.
آزیتا مهری
قدیمی
از مدافتاده
نازی ایکس
چیزی که از مد رفته باشه.
علی
خارج از دور، تاریخ گذشته.
تانمخ
خاک بر سرتان
تقی قیصری
۱- خارج از رده؛ محصولی که قادر به برآورده کردن استانداردهای فنی یا سلیقه‌ی روز مشتریان نباشد.
۲- مدل‌پایین؛ محصولی که گونه‌هایی با امکانات بیش‌تر و ویژه‌گی‌ها بهبودیافته‌تر جای‌گزین آن شده است.
مثال:
.It looked like an old-fashioned military tank – it was in many ways just an old-fashioned tank with some extra functionality
عادل محمدی
از مد افتاده
Ayda Aria
از مد افتاده
قدیمی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی old fashioned
کلمه : old fashioned
املای فارسی : اولد فشیند
اشتباه تایپی : خمی بشساهخدثی
عکس old fashioned : در گوگل

آیا معنی old fashioned مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران