برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1532 100 1
شبکه مترجمین ایران

off the track

بررسی کلمه off the track

عبارت ( phrase )
• : تعریف: not relevant to the pertinent point or issue; astray.
مترادف: impertinent, irrelevant

- Her remarks were off the track.
[ترجمه ترگمان] Her از جاده خارج شده‌بود
[ترجمه گوگل] اظهارات او از مسیر خارج شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه off the track در جمله های نمونه

1. Don't get off the track, we're looking at this year's figures not last year's.
[ترجمه ترگمان]از جاده خارج نشو، ما داریم به این سال نگاه می‌کنیم
[ترجمه گوگل]مسیر را از دست ندهید، ما در سال جاری به ارقام امسال نمیرسیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I think we're getting off the track here - we're supposed to be discussing our advertising campaign.
[ترجمه ترگمان]من فکر می‌کنم که داریم از مسیر خارج می‌شیم - قرار بود درباره کمپین our بحث کنیم
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم ما از این مسیر پیروی می کنیم - ما قرار است در مورد کمپین تبلیغاتی ما بحث کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He tried to throw police off the track of his lover.
[ترجمه ترگمان]سعی کرد پلیس را از تعقیب معشوق خود دور کند
[ترجمه گوگل]او سعی کرد پلیس را از مسیر عاشقش بیرون کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Erik Gomas spun off the track when trying to lap Andrew Scott.
[ترجمه ترگمان]اریک Gomas وقتی سعی می‌کرد \"اندرو اسکات\" رو بغل کنه از مس ...

معنی کلمه off the track به انگلیسی

off the track
• away from the path; not on the right course; mistaken
went off the track
• went off the path, veered from his usual direction

off the track را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمیدرضا
در اشتباه بودن
در مسیر غلط

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی off the track مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )