برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

off kilter

off kilter را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
نا متعادل،کج،نا مرسوم،غیر معمول،عجیب غریب،نا بسامان
حمید
غیرمعمول، غیر عادی
خشایار نوروزی
ناهمتراز
الیناز احمدی لاریجانی
کج و معوج
Shirinbahari
متعادل نبودن. تراز نبودن
هادی مشرقی
1: کج و معوج (کاملاً مستقیم یا متوازن نبودن)
2: کج و معوج و غیرعادی (به شکلی عجیب یا جالب)
Figure
ناهماهنگ، ناموزون، نابسامان، نامتعارف، نامتعادل، بی نظم، نامنظم، نامنطبق،
out of whack. Not properly adjusted, not working well, out of order.
This whole schedule is out of kilter with the rest of our projects,
kilter means proper or usual state or condition

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی off kilter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )