برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1472 100 1

off duty

/ˈɒfˈduːti/ /ɒfˈdjuːti/

فارغ از کار، مرخص، خارج از خدمت

واژه off duty در جمله های نمونه

1. I will not be off duty until 5 p. m.
[ترجمه ترگمان]تا ۵ دقیقه دیگه در حال انجام‌وظیفه نیستم ام
[ترجمه گوگل]من تا پنج دقيقه خاموش نخواهم شد متر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They clocked off duty and left at ten to three.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها وظیفه خود را انجام دادند و ساعت ده به سه حرکت کردند
[ترجمه گوگل]آنها وظیفه خود را خنثی کردند و از 10 تا 3 نفر را ترک کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He needs more time off duty for relaxation and rest.
[ترجمه ترگمان]او برای استراحت و استراحت به زمان بیشتری نیاز دارد
[ترجمه گوگل]او برای وادار کردن و استراحت نیاز به زمان بیشتری دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. What time do you go off duty?
[ترجمه ترگمان]ساعت چنده؟
[ترجمه گوگل]چه زمانی از وظیفه برمی آیم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه off duty به انگلیسی

off duty
• not at work
• when someone who works unusual hours, such as a nurse, is off duty, they are not working.

off duty را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

jahanaks.blog.ir
بیرون از خدمت.
برای مثال پلیسی که در حال انجام وظیفه نیست
Melika
اضافه کاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی off duty
کلمه : off duty
املای فارسی : آاف دیوتی
اشتباه تایپی : خبب یعفغ
عکس off duty : در گوگل

آیا معنی off duty مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران