برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1470 100 1

off center

/ˈɒfˈsentər/ /ɒfˈsentə/

بیرون از مرکز، منحرف از مرکز، خارج از مرکز

بررسی کلمه off center

صفت و ( adjective, adverb )
(1) تعریف: not in the center; deviating from center.
مشابه: awry, offset

(2) تعریف: out of balance or symmetry.

معنی off center در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] خارج از مرکز
[برق و الکترونیک] دو قطبی نامرکز دو قطبی گردان نصب شده روی بازتابنده سهموی با زاویه ای نسبت به محور گردش،برای ایجاد پویش مخروطی .
[برق و الکترونیک] صفحه نمایش نامرکز صفحه نمایش نشانگر موقعیت هواپیما که در آن موقعیت صفر محور زمان در مرکز صفحه نمایش نیست . آرایش نامرکزی امکان بزرگنمایی صفحه نمایش را برای بخش انتخاب شده ای از سطح نمایش رادار ،فراهم می کند.

off center را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
غیرعادی ، متفاوت.
خارج از مرکز،‌ دقیقا در مرکز نبودن. خارج از تعادل

https://www.merriam-webster.com/dictionary/off-center

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی off center
کلمه : off center
املای فارسی : آاف سنتر
اشتباه تایپی : خبب زثدفثق
عکس off center : در گوگل

آیا معنی off center مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران