برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1429 100 1

of late


اخیرا، تازگی

واژه of late در جمله های نمونه

1. I've had a lot of late nights recently.
[ترجمه ترگمان]اخیرا خیلی دیر کرده بودم
[ترجمه گوگل]من اخیرا شبهای زیادی را با خود داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Traffic accidents are alarmingly frequent of late.
[ترجمه ترگمان]تصادفات ترافیکی به طور هشدار دهنده‌ای در اواخر شب رخ می‌دهند
[ترجمه گوگل]تصادفات ترافیکی ناگهان مکررا اتفاق می افتد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The Fair Trade Commission has of late been flexing its muscles, cracking down on cases of corruption.
[ترجمه ترگمان]کمیسیون تجارت عادلانه اخیرا ماهیچه‌های خود را باز کرده و موارد فساد را سرکوب کرده‌است
[ترجمه گوگل]کمیسیون تجارت عادلانه تا کنون عضلات خود را خم کرده و موارد فساد را مختل کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The company seems to have lost its way of late.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که شرکت راهش را از دیر باز کرده‌است
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد که این شرکت دیر کرده است
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه of late به انگلیسی

of late
• lately, recently, in recent times

of late را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی of late
کلمه : of late
املای فارسی : اوف لات
اشتباه تایپی : خب مشفث
عکس of late : در گوگل

آیا معنی of late مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )