برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1399 100 1

odour

/ˈoʊdə/ /ˈəʊdə/

معنی: عطر و بوی
معانی دیگر: (انگلیس) رجوع شود به: odor، odor بو، رایحه، عطر، طعم، شهرت

بررسی کلمه odour

اسم ( noun )
• : تعریف: a spelling of

واژه odour در جمله های نمونه

1. The air was permeated with the odour of burning rubber.
[ترجمه ترگمان]هوا بوی لاستیک سوخته می‌داد
[ترجمه گوگل]هوا با بوی سوختن لاستیک نفوذ کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He was acutely aware of the odour of cooking oil.
[ترجمه ترگمان]او به شدت از بوی روغن پخت‌وپز آگاه بود
[ترجمه گوگل]او به شدت از بوی روغن پخت و پز آگاه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The house was filled with foul odour.
[ترجمه ترگمان]خانه پر از بوی متعفن بود
[ترجمه گوگل]خانه با بوی نامطبوع پر شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The odour of food may be a trigger for man's appetite.
[ترجمه ترگمان]بوی غذا ممکن است برای اشتهای مردان فعال شود
[ترجمه گوگل]بوی غذا ممکن است باعث اشتهاآور مرد شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The odour of vitami ...

مترادف odour

عطر و بوی (اسم)
odor , odour

معنی odour در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] بو،بو دادن ،بوی مخصوصی بعضی از کانی ها
[نساجی] بو

معنی کلمه odour به انگلیسی

odour
• that which is perceived by the nose; smell; scent; pervasive atmosphere (also odor)
• an odour is a smell; a formal word.
body odour
• body odour is the smell of a person's body; usually used to describe the unpleasant smell caused by someone sweating.

odour را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Pouria
بو ( به خصوص بوی نامطبوع و بد )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی odour
کلمه : odour
املای فارسی : ادور
اشتباه تایپی : خیخعق
عکس odour : در گوگل

آیا معنی odour مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )