برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1563 100 1
شبکه مترجمین ایران

odds and ends

/ˈɑːdzəndˈendz/ /ɒdzəndendz/

معنی: چیز، خرت و پرت، باقی مانده، تکه و پاره
معانی دیگر: خرده ریزها، (کالا) باقیمانده، فروش نرفته، ته مانده، اشیای متفرقه، هنزر و پنزر

بررسی کلمه odds and ends

اسم جمع ( plural noun )
• : تعریف: miscellaneous items; bits and pieces; scraps.
مشابه: miscellany, rummage

واژه odds and ends در جمله های نمونه

1. She put in some clothes, odds and ends, and make-up.
[ترجمه ترگمان]او مقداری لباس و خرت و پرت را پوشید و به راه افتاد
[ترجمه گوگل]او در برخی از لباس ها، شانس و پایان دادن، و آرایش قرار داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She pieced together odds and ends of cloth.
[ترجمه ترگمان]او تکه‌های پارچه و تکه‌های پارچه را کنار هم چیده بود
[ترجمه گوگل]او با همکاری شانس و پایان دادن به پارچه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I've got a few odds and ends to do before leaving.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه از اینجا برم چند تا شانس دارم
[ترجمه گوگل]من چند شانس دارم و قبل از خروج باید انجامش بدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She confected a dress from odds and ends of fabric.
[ترجمه ترگمان]اون یه لباس از روی شانس و سر و تهش رو هم عوض کرد
[ترجمه گوگل]او یک لباس از شانس و انتهای پارچه را خلق کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف odds and ends

چیز (اسم)
article , matter , object , thing , stuff , work , effects , res , nip , odds and ends , thingummy , widget
خرت و پرت (اسم)
bric-a-brac , odds and ends , frippery , trumpery , knick-knack
باقی مانده (اسم)
rest , surplus , residue , fragment , debris , odds and ends , residuum , remainder , remnant , dregs , leavings , loose end , survivor
تکه و پاره (اسم)
odds and ends , oddment

معنی کلمه odds and ends به انگلیسی

odds and ends
• bits and pieces, remnants, leftovers
• you can refer to a disorganized group of things of various kinds as odds and ends; an informal expression.

odds and ends را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Melisa
چیز میز
خورد ریز
مایحتاج خرد ریز
Amir mohammad
خرت و پرت
فرناز حسینی قلعه جوقی
متفرقه ها(مسائل و مطالب و غیره ی متفرقه)
Figure
خنزر پنزر, مجموعه‌ای از اشیا متفرقه
Odds and ends are a mixture of different things, especially leftover or miscellaneous bits

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی odds and ends

کلمه : odds and ends
املای فارسی : اودس اند اندس
اشتباه تایپی : خییس شدی ثدیس
عکس odds and ends : در گوگل

آیا معنی odds and ends مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )