برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1569 100 1
شبکه مترجمین ایران

oddment

/ˈɒdmənt/ /ˈɒdmənt/

معنی: تکه و پاره، چیزهای متفرقه، چیز باقی مانده
معانی دیگر: خرده ریز، چیزهای جور واجور، خرت و پرت

بررسی کلمه oddment

اسم ( noun )
(1) تعریف: a leftover or isolated item; one item among several odds and ends.

(2) تعریف: something not belonging with or unlike others; oddity.

واژه oddment در جمله های نمونه

1. You can make a patchwork quilt from oddments of silk and cotton.
[ترجمه ترگمان]می‌توانی یک لحاف وصله دوزی از خرت و پرت‌های ابریشمی و پنبه درست کنی
[ترجمه گوگل]شما می توانید از لباس های ابریشمی و پنبه از یک پارچه پچکور استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I had to take a lot of oddments as well, like the marble.
[ترجمه ترگمان]باید کلی خرت و پرت و پرت و پلا می‌گفتم، مثل سنگ مرمر
[ترجمه گوگل]من نیز مجبور شدم مانند بسیاری از وسایلی مانند سنگ مرمر را بکارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It need get rid of oddment and keep down integer.
[ترجمه ترگمان]آن نیاز دارد که از شر oddment خلاص شوید و عدد صحیح را پایین نگه دارید
[ترجمه گوگل]این نیاز به خلاص شدن از شر oddment و پایین نگه داشتن عدد صحیح
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Oddment : A book section with fewer pages than the others and which has to be printed separately.
[ترجمه ترگمان]Oddment: یک بخش کتاب با صفحات کم‌تر از کتاب‌های دیگر و باید به طور جداگانه چاپ شود
[ترجمه گوگل ...

مترادف oddment

تکه و پاره (اسم)
odds and ends , oddment
چیزهای متفرقه (اسم)
oddment , oddments
چیز باقی مانده (اسم)
oddment , oddments

معنی کلمه oddment به انگلیسی

oddment
• remnant; left-over
• oddments are unimportant things of various kinds.

oddment را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی oddment

کلمه : oddment
املای فارسی : اددمنت
اشتباه تایپی : خییئثدف
عکس oddment : در گوگل

آیا معنی oddment مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )