برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1579 100 1
شبکه مترجمین ایران

oddity

/ˈɑːdəti/ /ˈɒdɪti/

معنی: چیز عجیب و غریب
معانی دیگر: عجیب و غریبی، غرابت، بیوارگی، نابهنجاری، شخص یا چیز غیر عادی یا عجیب و غریب

بررسی کلمه oddity

اسم ( noun )
حالات: oddities
(1) تعریف: a peculiar or puzzling thing, person, or event.
مترادف: anomaly, peculiarity, quirk
مشابه: abnormality, curiosity, eccentricity, exception, freak, idiosyncrasy, odd, oddball, puzzle, rarity, twist

(2) تعریف: the state or characteristic of being odd; strangeness.
مترادف: oddness, peculiarity, strangeness
مشابه: abnormality, anomaly, curiousness, incongruousness, rarity

واژه oddity در جمله های نمونه

1. an oddity of nature
خارق‌العاده،عجیب‌الخلقه

2. the oddity of that situation
غیر عادی بودن آن وضع

3. Carlson noticed another oddity; his plant had bloomed twice.
[ترجمه ترگمان]کارلسون متوجه یه آدم عجیب دیگه شده بود، plant دو بار رشد کرده بود
[ترجمه گوگل]کارلسون عجیب و غریب دیگری را متوجه شد؛ گیاه او دو بار شکوفه شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She suddenly realized the oddity of her remark and blushed.
[ترجمه ترگمان]ناگهان متوجه تغییر عقیده او شد و سرخ شد
[ترجمه گوگل]او به طور ناگهانی عجیب و غریب از علامت خود را متوجه شد و سرخ کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I noticed the oddity of his behaviour.
[ترجمه ترگمان]این رفتار عجیب و غریب رفتار او را درک می‌کردم
[ترجمه گوگل]من عجیب و غریب رفتار او را متوجه شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I was puzzled by the oddity of her behaviour.
...

مترادف oddity

چیز عجیب و غریب (اسم)
grotesque , oddity , grotesquerie

معنی کلمه oddity به انگلیسی

oddity
• odd thing; unique thing; unusual happening; anomaly
• an oddity is someone or something strange.
• the oddity of something is the fact that it is strange.

oddity را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی oddity

کلمه : oddity
املای فارسی : اددیتی
اشتباه تایپی : خییهفغ
عکس oddity : در گوگل

آیا معنی oddity مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )