برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1576 100 1
شبکه مترجمین ایران

obvolute


معنی: رویهم افتاده، منقض شده
معانی دیگر: (برگ یا گلبرگ دارای لبه هایی که روی هم قرار دارند) لبه روی هم (obvolutive هم می گویند)، منق­ شده

مترادف obvolute

رویهم افتاده (صفت)
obvolute , overlapping
منقض شده (صفت)
obvolute

obvolute را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی obvolute

کلمه : obvolute
املای فارسی : ابولوت
اشتباه تایپی : خذرخمعفث
عکس obvolute : در گوگل

آیا معنی obvolute مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )