برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1474 100 1

oblong

/ˈɑːblɒŋ/ /ˈɒblɒŋ/

معنی: کشیده، دوک مانند، دراز، مستطیل
معانی دیگر: (آنچه طول آن از عرض آن بیشتر باشد) درازنا، رجوع شود به: elliptical، نگاه ممتد

بررسی کلمه oblong

صفت ( adjective )
• : تعریف: having one dimension longer than the other, as in a rectangle or ellipse; elongated.

- We need something oblong like a shoe box.
[ترجمه ترگمان] ما به یه چیز مستطیلی مثل یه جعبه کفش احتیاج داریم
[ترجمه گوگل] ما نیاز به یک مستطیل مانند یک جعبه کفش داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Use the oblong pan instead of the square one.
[ترجمه ترگمان] از pan مستطیل به جای مربع استفاده کنید
[ترجمه گوگل] استفاده از پانوم مستطیلی به جای مربع یکی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
• : تعریف: an object or figure with an oblong shape.

واژه oblong در جمله های نمونه

1. They bore the oblong hardwood box into the kitchen and put it on the table.
[ترجمه ترگمان]جعبه چوبی محکمی به آشپزخانه برد و آن را روی میز گذاشت
[ترجمه گوگل]آنها جعبه چوب مستطیل را به آشپزخانه بردند و آن را روی میز قرار دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The only bathroom was a tiny oblong.
[ترجمه ترگمان]تنها حمام اتاق مستطیل کوچکی بود
[ترجمه گوگل]حمام تنها یک مستطیل کوچک بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It is oblong in shape and actually larger in area than the average ear.
[ترجمه ترگمان]آن به شکل مستطیل است و در واقع بزرگ‌تر از گوش متوسط است
[ترجمه گوگل]این شکل مستطیلی است و در حقیقت بزرگتر از متوسط ​​گوش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. These risers can be square, oblong or round, hollow or solid.
[ترجمه ترگمان]این risers می‌توانند مربعی باشند، مستطیل یا گرد و یا محکم باشند
[ترجمه گوگل]این ایستاده ها می توانند مربع، مستطیلی یا گرد، توخالی یا جامد باشند
[ترجمه شما] ...

مترادف oblong

کشیده (صفت)
long , extensive , linear , tense , oblong , taut
دوک مانند (صفت)
oblong , fusiform
دراز (صفت)
long , lengthy , prolix , linear , lengthwise , oblong , prolate , verbose , longish
مستطیل (صفت)
oblong , rectangular

معنی oblong در دیکشنری تخصصی

oblong
[عمران و معماری] درازپهنا
[مهندسی گاز] مربع مستطیل
[ریاضیات] مستطیل
[ریاضیات] عدد غیری
[زمین شناسی] چاه مستطیل

معنی کلمه oblong به انگلیسی

oblong
• elongated shape (especially rectangular or circular)
• elongated (usually of a rectangular or circular shape)
• an oblong is a shape with two long sides and two short sides at right angles to each other. count noun here but can also be used as an adjective. e.g. ...an oblong table.

oblong را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

غزال سرخ
به‌نقل از هزاره:
اسم: مستطیل
صفت: مستطیلی‌شکل، مستطیل، مستطیلی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی oblong
کلمه : oblong
املای فارسی : ابلنگ
اشتباه تایپی : خذمخدل
عکس oblong : در گوگل

آیا معنی oblong مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران