برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

obligor

/ɑːbləˈɡɔːr/ /ˌɒblɪˈɡɔː/

معنی: بدهکار، مقروض
معانی دیگر: ضامن، متعهد، ملزم، مقرو­

واژه obligor در جمله های نمونه

1. The obligor may exercise aaccretionst the assignee any right of set-off accessible to the obligor against the assignor up to the time notice of assignment was accustomed.
[ترجمه ترگمان]The ممکن است aaccretionst را در اختیار وکیل قرار دهد هر حقی برای دسترسی به the در برابر the تا زمانی که توجه به تکلیف معین شده باشد
[ترجمه گوگل]واجد شرایط ممکن است از حق برخورداری از حق تقدم برخوردار باشد که هر گونه حق تعویض در اختیار واجد شرایط در برابر تخصیص دهنده تا زمانی که اطلاع از تخصیص داده شده عادت کرده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The obligee may assert against the new obligor all its rights to payment or other performance under the contract in account of the obligation transferred.
[ترجمه ترگمان]The ممکن است بر علیه obligor جدید تمام حقوق خود برای پرداخت یا عملکرد دیگر تحت قرارداد به حساب سپرده شده تاکید کند
[ترجمه گوگل]مأمور میتواند در برابر وفاداری جدید، تمامی حقوق خود را برای پرداخت و یا عملکرد دیگر تحت قرارداد در حساب تعهد منتقل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Intangibles: pledgor, amount, quantity, third party obligor, attached security interest, etc.
[ترجمه ترگمان]intangibles: pledgor، مقدار، کمیت، ثالث party، علایق امنیتی، و غیره
[ترجمه گوگل]دارایی های غیرمتعارف: وام دهنده، مبلغ، کمیت، شخص ثالث، صاحب ثروت، و غیره ...

مترادف obligor

بدهکار (اسم)
debtor , obligor , yielder
مقروض (اسم)
obligor

معنی obligor در دیکشنری تخصصی

obligor
[حقوق] متعهد، ضامن، بدهکار

معنی کلمه obligor به انگلیسی

obligor
• guarantor; person who receives an obligation (law); person who is obligated

obligor را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی obligor

کلمه : obligor
املای فارسی : ابلیگر
اشتباه تایپی : خذمهلخق
عکس obligor : در گوگل

آیا معنی obligor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )