برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1543 100 1
شبکه مترجمین ایران

oasis

/oʊˈeɪsɪs/ /əʊˈeɪsɪs/

معنی: واحه، ابادی یا مرغزار میان کویر
معانی دیگر: مامن، پناه گاه، جای دنج، مایه ی دل خوشی، آبادی میان کویر

بررسی کلمه oasis

اسم ( noun )
حالات: oases
(1) تعریف: an area of vegetation in the midst of a desert, fed by a spring or well.
مشابه: refuge, water hole, watering place

- They watered their camels at the oasis.
[ترجمه ترگمان] شترها را در آبادی آب دادند
[ترجمه گوگل] آنها شتران خود را در اواسط آبیاری می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a place or thing that provides comfort, refreshment, or refuge.
مترادف: haven, refuge
مشابه: asylum, harbor, retreat, sanctuary, sanctum

- They found an oasis of beauty in the war-torn city.
[ترجمه ترگمان] ان‌ها یک آبادی کوچک از زیبایی در شهر war پیدا کردند
[ترجمه گوگل] آنها یک واسطه زیبایی در شهر جنگ زده پیدا کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه oasis در جمله های نمونه

1. he turned the country into an oasis of peace and stability
او کشور را تبدیل به مامن صلح و ثبات کرد.

2. Oasis had a reputation as one of rock's most impressive live acts.
[ترجمه ترگمان]ادکلن به عنوان یکی از مهم‌ترین کاره‌ای rock شهرت داشت
[ترجمه گوگل]اویشن شهرت به عنوان یکی از تاثیر گذارترین موزهای راک را به خود اختصاص داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They stopped for the night at an oasis.
[ترجمه ترگمان]برای شب در آبادی توقف کردند
[ترجمه گوگل]آنها برای شب در یک واسطه متوقف شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Suddenly, an oasis started up before us.
[ترجمه ترگمان]ناگهان، یک آبادی در مقابل ما شروع به حرکت کرد
[ترجمه گوگل]ناگهان یک واحه پیش از ما آغاز شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The park was an oasis of peace.
[ترجمه ترگمان]پارک یک آبادی صلح بود
[ترجمه گوگل]پارک اواسط صلح بود
[ترجمه شما] ...

مترادف oasis

واحه (اسم)
oasis
ابادی یا مرغزار میان کویر (اسم)
oasis

مخفف oasis

عبارت کامل: Organization for the Advancement of Structured Information Standards
موضوع: سازمانی
سازمانی برای پیشرفت استانداردهای اطلاعات ساخت یافته

معنی oasis در دیکشنری تخصصی

oasis
[عمران و معماری] واحه
[کامپیوتر] سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریز کامپیوتر استفاده می گردد .
[زمین شناسی] واحه ناحیه ای در وسط یک بیابان که بواسطه وجود آب حاصلخیز می شود. در زمین اختر، هر کدام از خالهای تیره متعددی که در اثر تقاطع کانالهای فرضی سطح مریخ، بر روی آن دیده می شوند. واژه ای نجومی که امروزه منسوخ است. ناحیه ای در وسط یک بیابان که بواسطه وجود آب حاصلخیز می شود.ناحیه ای حاصلخیز و پرگیاه در میانه یک بیابان که در آن سطح سفره آبها به قدری به سطح زمین نزدیک شده است که امکان شکل گیری چشمه سارها و چاههایی فراهم شده و از این رو، محیط مزبور به محیطی مناسب برای سکونت بشر تبدیل شده است.
[آب و خاک] واحه ها، مناطق آباد مناطق خشک

معنی کلمه oasis به انگلیسی

oasis
• famous british rock band
• place in the desert that is fertile due to the presence of underground water; place of refuge, respite from something usual or difficult
• in a desert, an oasis is a small area where water and plants are found.
• you can refer to any pleasant place or situation as an oasis when it is surrounded by unpleasant ones.

oasis را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Fatemeh
A place in the desert with water and trees
علی قناد
مرغزار - آبادی
رضا
واژه "واحه" دقیق تر است
دکتر محمد حسین حدیدی
آبادی درون بیابان یا کویر
الی حسینی وند
جای دنج،پناهگاه،مایه دل خوشی.
غزال سرخ
a fertile spot in a desert, where water is found
واحه
Darya
قرص های تصفیه آب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی oasis

کلمه : oasis
املای فارسی : اوسیس
اشتباه تایپی : خشسهس
عکس oasis : در گوگل

آیا معنی oasis مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )