برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1535 100 1
شبکه مترجمین ایران

oars

واژه oars در جمله های نمونه

1. oars cut through the water
پاروها بر آب می‌خوردند و آن را می‌بریدند.

2. the sound of oars dipping rhythmically
صدای پاروها که به طور موزونی در آب فرو می‌رفت.

3. to boat the oars
پاروها را در بلم گذاشتن

4. to ship the oars
پاروها را در جای خود قرار دادن

5. rest on one's oars
برای استراحت توقف کردن

6. hooshang learned to ply the oars correctly
هوشنگ به کار بردن صحیح پارو را آموخت.

7. the emperor's boat rowed 18 oars
قایق امپراطور هیجده پارو داشت.

معنی کلمه oars به انگلیسی

rest on one's oars
• stop working temporarily; be satisfied with one's achievements

oars را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

meow
پاروى قايق پارويي

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی oars مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )