برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1543 100 1
شبکه مترجمین ایران

o

/ˈoʊ/ /əʊ/

پیشوند: (شیمی) رجوع شود به: ortho-، صفر، (حرف ندا به نشان شگفتی یا ترس یا درد یا تاسف و غیره) آه !، وه !، ای !، آخ !، واه ! (oh هم می نویسند)، پانزدهمین حرف الفبای انگلیسی

بررسی کلمه o

حرف ندا ( interjection )
(1) تعریف: in poetry, prayer, or solemn address, used before the name of the person or thing being spoken to.

- Have mercy, O God.
[ترجمه ترگمان] خداوندا، رحم کن
[ترجمه گوگل] خدایا رحمت کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: used to express distress, surprise, or the like.

- O dear, I'm late for the bus!
[ترجمه ترگمان] اوه، عزیزم، من برای اتوبوس دیرم شده!
[ترجمه گوگل] ای عزیز، من برای اتوبوس دیر می کنم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه o در جمله های نمونه

1. o act for another person
از سوی شخص دیگری عمل کردن

2. O liberty, how many crimes have been committed in thy name!
[ترجمه ترگمان]ای آزادی، چه جنایاتی را به نام تو مرتکب شده‌اند!
[ترجمه گوگل]ای آزاد، چندین جنایت در نام تو مرتکب شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The year 1705 is usually pronounced seventeen o five.
[ترجمه ترگمان]۱۷۰۵)معمولا در سن ۱۷ سالگی اعلام می‌شود
[ترجمه گوگل]سال 1705 معمولا هفده و پنج است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The inspector chalked O. K. on my baggage.
[ترجمه ترگمان]بازرس به فکر افتاد که او را به روی خود نگه دارد کی؟ روی چمدون هام
[ترجمه گوگل]بازرس چیپس O K در غرفه من
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. My phone number is six o four double two .
[ترجمه ترگمان]شماره موبایل من ساعت شش و دو است
[ترجمه گوگل]شماره تلفن من شش یا چهار دو برابر است
[ترجمه شما] ترجم ...

معنی عبارات مرتبط با o به فارسی

پسوند:، به صفت و اسم و حرف ندا حالت خودمانی می دهد [cheapo و freako]
قانون ـ فقه : organization of american states
قانون ـ فقه : states organization ofcentral american
قانون ـ فقه : economic coopration organization for european
(انگلیس)، آزمون پایان دبیرستان و ورود به دانشگاه در سطح عادی
حرف پانزدهم الفبای انگلیسی، صدای "o" در واژه ی boat یا hot یا wrong، حرف چاپی به شکل "o"، هر چیز به شکل "o"، گرد، مدور
(منطق) گزاره‌ی منفی
روانشناسى : تحلیل عوامل زمانى
قانون ـ فقه : food and agricultural organization
شیمى : linear combination of atomic orbitalsترکیب خطى اوربیتالهاى اتمى
زیمنس علوم مهندسى : عکس اهم

معنی o در دیکشنری تخصصی

[شیمی] اکسیژن - عنصر بی رنگ و بی بو و بی مزه و گاز مانند
[برق و الکترونیک] oxygen-اکسیژه عنصر گازی بی رنگ ، بی بو و بی مزه با عد اتمی 8 و وزن اتمی 15/99 . اکسیژن فراوان ترین عنصر در زمن و دومین گاز آزاد در جو زمین ( درکنار نیتروژن ) است که حدود 21 در صد از حجم اتمسفر راتشکیل می دهد . اکسیژن عنصر بسیار فعالی است و تقریباً با تمام عناصر ترکیب می شود . این عنصر برای تمام فرایند های حیاتی و برای سوختن ضروری است . اکسیدهای آلومینیم . تانتالیم و سیلیسیم در الکترونیک مواد مهمی هستند .
[نساجی] پانزدهمین حرف لاتین
[ریاضیات] پانزدهمین حرف الفبای انگلیسی
[خاک شناسی] حرف او(بزرگ) - حرف او(کوچک)
[آمار] پانزدهمین حرف الفبای انگلیسی
[زمین شناسی] اکسیژن - موقعیت این عنصر در جدول تناوبی عبارت است از: - نام عنصر :Oxigen - شماره اتمی :8 - وزن اتمی :15.9994 - آرایش الکترونی :2-6 - نوع عنصر :غیر فلزات - گروه جدول تناوبی :16 - VlA - دوره جدول تناوبی :2
[نساجی] ضعیف شدن رنگ در مقابل ازن
[برق و الکترونیک] هادی O خط انتقال موج سطحی که از یک ساختار استوانه ای تو خالی ساخته شده از یک ورقه دی الکتریک نازک تشکیل می شود .
[خاک شناسی] افقهای او
[برق و الکترونیک] شبکه O شبکه ای که از چهار شاخه امپدانسی متصل به طور سری ، برای ساختن یک مدار بسته ، تشکیل می شود. دو نقطه مجاور به عنوان پایه های ورودی و دو نقطه پیوند دیگر به عنوان پایه های خروجی عمل می کنند.
[ریاضیات] نماد o
[آمار] نمادهای O
...

معنی کلمه o به انگلیسی

o
• nonmetallic diatomic element that is normally colorless odorless and tasteless and which is the most abundant element and is essential to life
• 15th letter of the alphabet; symbol for zero
• oh! (expression of understanding); oh! (cry of surprise)
o & m
• organization and methods (management and work methods)
o henry
• pen name of william sydney porter (1862-1910), american writer of short stories, author of "cabbages and kings"
o level
• an o level is an educational qualification in a particular subject which used to be taken by some british schoolchildren at the age of 15 or 16. o levels were replaced by gcses in britain in 1988.
billy o
• if you say that something is being done or is happening like billy-o, you mean that it is being done or is happening with great excitement, speed, or force; an informal expression.
c | o
• at the address of; something written on a package or letter when the intended recipient is not the official resident
• you write c/o before an address on an envelope when you are sending it to someone who is staying or working at that address, often for only a short time. c/o is an abbreviation for `care of'.
i | o
• (computers) data fed into a computer or received from a computer
i o
• input/output, data fed into a computer or received from the computer
jell o
• in the united states, jell-o is a flavouring that is used in making jelly desserts; jell-o is a trademark.
w | o
• with none; lacking; in the absence of; besides; outside of the framework of

o را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Il Duce
حرف ندا به معنای "ای" یا "یا"

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی o

کلمه : o
املای فارسی : آوع
اشتباه تایپی : خ
عکس o : در گوگل

آیا معنی o مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )