برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1429 100 1

Owens

واژه Owens در جمله های نمونه

1. Two months later, on July 6th, he fired Owens.
[ترجمه ترگمان]دو ماه بعد در ششم ژوئیه اونز اونز را اخراج کرد
[ترجمه گوگل]دو ماه بعد، در 6 ژوئیه، اوونز را اخراج کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Owens came in and took charge of the situation.
[ترجمه ترگمان]اونز وارد شد و اوضاع را به عهده گرفت
[ترجمه گوگل]اوونز وارد شد و مسئولیت وضعیت را گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Owens hit the jackpot in his first professional game with the Cowboys.
[ترجمه ترگمان]اونز در اولین بازی حرفه‌ای خود با the به jackpot رسید
[ترجمه گوگل]اوونز در اولین بازی حرفه ای خود با کابوی ها، جکپات را به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Jesse Owens swept to victory in the Olympic Games of 193
[ترجمه ترگمان]جسی اونز در بازی‌های المپیک ۱۹۳ خود به پیروزی رسید
[ترجمه گوگل]جسی اوونز در پیروزی در بازی های المپیک 193 پیروز شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Owens به انگلیسی

owens
• family name; jesse owens (1913-1980), african american track and field athlete, winner of multiple olympic gold medals and former world record holder
dana owens
• (born 1970) american rap musician and actress known as "queen latifah"
jesse owens
• (1913-1980) african-american track and field athlete, winner of multiple olympic gold medals and former world record holder

Owens را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Owens مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )