برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1728 100 1
شبکه مترجمین ایران

Overturn

/ˌoʊvəˈtɜːn/ /ˌəʊvəˈtɜːn/

معنی: واژگونی، مضمحل کردن، واژگون کردن، چپه کردن یا شدن، بر انداختن
معانی دیگر: وارونه کردن یا شدن، فرو افکندن، به هم زدن، نابود کردن، از بین بردن، سرنگونی، براندازی

بررسی کلمه Overturn

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: overturns, overturning, overturned
(1) تعریف: to cause to tip over; upset.
مترادف: capsize, overthrow, tip, topple, upend, upset
متضاد: right
مشابه: collapse, invert, reverse, tumble, upturn

- The donkey overturned the apple cart.
[ترجمه ترگمان] الاغ گاری سیب را واژگون کرد
[ترجمه گوگل] خر تبدیل سبد سیب را لغو کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to nullify or abolish.
مترادف: annul, cancel, nullify, revoke, void
مشابه: abolish, invalidate, negate, overrule, repeal, rescind, retract, reverse, veto

- The court overturned the previous ruling.
[ترجمه Hossein kishani] دادگاه حکم قبلی را نقض کرد|
[ترجمه ترگمان] دادگاه حکم قبلی را لغو کرد
[ترجمه گوگل] دادگاه حکم قبلی را لغو کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه Overturn در جمله های نمونه

1. the overturn of his government
سرنگونی دولت او

2. Unless the ban is watertight, EU laws will overturn it.
[ترجمه ترگمان]قوانین اتحادیه اروپا آن را لغو خواهند کرد مگر اینکه این تحریم ضد آب باشد
[ترجمه گوگل]به استثنای ممنوعیت آبگیر بودن، قوانین اتحادیه اروپا آن را لغو خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He accused his opponents of wanting to overturn the government.
[ترجمه ترگمان]وی مخالفان خود را به براندازی دولت متهم کرد
[ترجمه گوگل]او مخالفان خود را متهم به تمایل به سرنگونی حکومت کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. United are hoping to overturn a two-goal deficit from the first leg.
[ترجمه ترگمان]ایالات‌متحده امیدوار است که کسری دو گل را از پایه اول حذف کند
[ترجمه گوگل]یونایتد امیدوار است که در اولین قدم، یک قهرمانی دو گل به ثمر برساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Gold aims to overturn a 637 majority in one of Britain's most middle-class seats.
[ ...

مترادف Overturn

واژگونی (اسم)
overset , upset , reversal , eversion , overturn
مضمحل کردن (فعل)
overthrow , overset , overturn
واژگون کردن (فعل)
upset , reverse , overturn , topple
چپه کردن یا شدن (فعل)
overturn
بر انداختن (فعل)
abolish , overthrow , deracinate , destroy , exterminate , nullify , overturn , subvert

معنی Overturn در دیکشنری تخصصی

overturn
[عمران و معماری] زیرورو شدن
[زمین شناسی] برگشتگی ، واژگونی چرخش لایه های آب دریاچه ها یا دریاها، خصوصاً پاییز یا زمستان که محصول حرکت رو به پایین آبهای سطحی و مخلوط شدن آنها با آبهای تحتانی است، چنین پدیده ای از تغییرات اختلاف چگالی در اثر تغییر دما، ناشی شده و در دریاچه هایی که طی زمستان دچار یخبندان می شوند، معمول می باشد.
[حقوق] نقض کردن، لغو کردن
[زمین شناسی] وارونگی پاییزی یک واژگونی فصلی در دریاچه ها در طی پاییز و زمستان، وقتی که هوای خنک، چگالی بالاتری را در سطح دریاچه ایجاد می کند.

معنی کلمه Overturn به انگلیسی

overturn
• turn over; overthrow; reverse the power of (as of a decision); subdue; defeat
• if something overturns or if you overturn it, it turns upside down or on its side.
• if someone with more authority than you overturns your decision, they change it.
• to overturn a government or system means to remove or destroy it.

Overturn را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یوسف
تغییر دادن (رای)
Amir
لغو کردن
arora
باطل کردن یک قانون یا نظریه
نعنایی
غلبه کردن
بزرگ زاده
برانداز
برانداختن
میلاد علی پور
تجدید نظر کردن
mohsen pashna
برگرداندن حکم اولیه(حقوق)
بهار ابراهیمی
چپه کردن. واژگونی
saeed-akbari
در حوزه حقوق کیفری خصوصا مباحث امنیتی به معنی براندازی نظام
Hossein kishani
در متون حقوقی به معنای نقض کردن
His conviction was overturned by the Court of Appeal.
حکم او توسط دادگاه تجدیدنظر نقض شد
ak
سرنگونی، داغونی، خرابی.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی overturn

کلمه : overturn
املای فارسی : اورتورن
اشتباه تایپی : خرثقفعقد
عکس overturn : در گوگل

آیا معنی Overturn مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )