برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

Overstated

واژه Overstated در جمله های نمونه

1. he has overstated the facts
او در مورد حقایق غلو کرده است.

2. Her musical talent has been a little overstated.
[ترجمه ترگمان] استعداد موسیقی اون یه کم اغراق آمیزه
[ترجمه گوگل]استعداد موسیقی او کمی بیش از حد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The authors no doubt overstated their case with a view to catching the public's attention.
[ترجمه ترگمان]نویسندگان بدون شک در مورد آن‌ها اغراق کرده‌اند تا توجه مردم را جلب کنند
[ترجمه گوگل]نویسندگان بدون شک پرونده خود را با توجه به توجه عمومی جلب کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The problems have been greatly overstated.
[ترجمه ترگمان]این مشکلات تا حد زیادی اغراق شده‌است
[ترجمه گوگل]مشکلات خیلی زیاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The seriousness of the crime cannot be overstated.
[ترجمه ترگمان]از آن گذشته، آن طور که باید جدی و جدی تلقی شود، اغراق هم نخواهد بود
[ترجمه ...

معنی کلمه Overstated به انگلیسی

overstated
• stated with exaggeration; exaggerated

Overstated را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

neda
بزرگنمایی شده
شیوا واحد
اغراق آمیز، بزرگنمایی شده، فراتر از واقعیت
محمدرضا
بیش از واقع نشان دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی Overstated مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )