برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1391 100 1

One too many

واژه One too many در جمله های نمونه

1. Even if one person is hurt that is one too many.
[ترجمه ترگمان]حتی اگر یک نفر آسیب‌دیده باشد، خیلی زیاد است
[ترجمه گوگل]حتی اگر یک نفر صدمه ببیند، این خیلی زیاد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I think David's had one too many. He can hardly stand up.
[ترجمه ترگمان] فکر کنم \"دیوید\" زیادی داشته به سختی می‌تواند بلند شود
[ترجمه گوگل]فکر می کنم دیوید خیلی زیاد بود او به سختی می تواند ایستاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. One job loss is one too many .
[ترجمه ترگمان]از دست دادن شغل خیلی زیاد است
[ترجمه گوگل]یک از دست دادن شغل خیلی زیاد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He said one too many stupid things and I just lost my rag.
[ترجمه ترگمان]اون گفت که خیلی چیزهای احمقانه هست و من فقط my رو از دست دادم
[ترجمه گوگل]او گفت: یک چیز خیلی احمقانه است و من فقط دستم را از دست دادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه One too many به انگلیسی

one too many
• went over the limit, had too much to drink

One too many را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
اصطلاح) 1- (در مورد نوشیدنی الکلی)تا خرخره خوردن!، مست شدن! زیادی نوشیدن!
مثال: Don't drive if you've had one too many
اگر زیادی نوشیده ای، رانندگی نکن!
2- زیادی بودن از هر چیزی، یکیش هم زیادی است.
مثال The fact is, one accident is one too many
حقیقت اینست، تصادف یکیش هم زیادی است/ یکبارش هم زیادی است!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی One too many مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )