برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1541 100 1
شبکه مترجمین ایران

Offeror


ایجاب کننده، موجب، پیشنهاد دهنده، فروشنده قانون ـ فقه : پیشنهاد دهنده در عقود بازرگانى : عرضه کننده

واژه Offeror در جمله های نمونه

1. Black knight An alternative offeror which the target company is prepared to recommend to its shareholders in preference to a hostile bidder.
[ترجمه ترگمان]شوالیه سیاه یک گزینه جایگزین است که شرکت هدف برای توصیه به سهامداران خود در اولویت دادن به پیشنهاد دهنده مخالف آماده می‌شود
[ترجمه گوگل]شوالیه سیاه پیشنهاد دهنده دیگری است که شرکت هدف آماده است تا به سهامداران توصیه کند که ترجیح دهند به یک مشتری متخاصم بپردازند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The offeror must then publicise this intention in a mass circulation newspaper or by some other means approved by the supervisory authority.
[ترجمه ترگمان]سپس The باید این نیت را در یک روزنامه انتشار جمعی و یا به وسیله برخی ابزارهای دیگر تایید کنند که توسط مرجع نظارتی تایید شده‌است
[ترجمه گوگل]سپس پیشنهاد دهنده باید این قصد را در روزنامه توزیع انبوه یا سایر مواردی که توسط مقام نظارتی تایید شده است، منتشر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The offeror will have a choice of issuing secured, unsecured or subordinated loan stock.
[ترجمه ترگمان]شرکت کنندگان دارای حق صدور مجوز تامین امنیت، عدم حفاظت و یا تابع وام قرار خواهند گرفت
[ترجمه گوگل]ارائه دهنده حق انتخاب بدهی های امن، غیرقانونی یا وام را دارد
[ترجمه شما] ترجمه ...

معنی Offeror در دیکشنری تخصصی

offeror
[حقوق] پیشنهاد دهنده

معنی کلمه Offeror به انگلیسی

offeror
• one who offers, one who presents; one who expresses (good will, friendship, etc.); one who sacrifices

Offeror را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پوریا ابوالفضلی
(حقوق)موجب
Leili
ایجاب (حقوقی)
Leili
ایجاب کننده
رز طلایی
ایجاب دهنده(حقوقی)
شاهین روح افزا
خریدار (حقوق)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی offeror

کلمه : offeror
املای فارسی : اففرر
اشتباه تایپی : خببثقخق
عکس offeror : در گوگل

آیا معنی Offeror مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )