برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1470 100 1

Off and On

/ˈɒfəndˈɑːn/ /ɒfəndɒn/

معنی: گاهی، بطور متناوب
معانی دیگر: گاه و بیگاه، به طور متناوب یا نامرتب

واژه Off and On در جمله های نمونه

1. It drizzled off and on all day.
[ترجمه ترگمان] دیگه تموم روز شده بود
[ترجمه گوگل]این همه روز را از بین می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We've been going out together for five years, off and on.
[ترجمه ترگمان]ما پنج ساله که با هم بیرون میریم
[ترجمه گوگل]ما برای پنج سال با هم کنار گذاشته ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She cried off and on all day.
[ترجمه ترگمان]تمام روز گریه می‌کرد
[ترجمه گوگل]او گریه کرد و در تمام روز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We lived together, off and on, for two years.
[ترجمه ترگمان]ما برای دو سال با هم زندگی می‌کردیم
[ترجمه گوگل]ما دو سال با هم زندگی کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Baltimore was foreign off and on.
...

مترادف Off and On

گاهی (قید)
whilom , off and on , sometimes , somewhen
بطور متناوب (قید)
off and on

معنی Off and On در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] تناوب ، بطورمتناوب

معنی کلمه Off and On به انگلیسی

off and on
• occasionally, sometimes, now and then, intermittently

Off and On را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهره
happening� or �existing�only some of the �time

He �worked� off and on as a�bicycle� messenger, but he never �found� permanent� work
Shirinbahari
گه گاهی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی off and on
کلمه : off and on
املای فارسی : آاف اند اون
اشتباه تایپی : خبب شدی خد
عکس off and on : در گوگل

آیا معنی Off and On مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران