nutritious

/nuːˈtrɪʃəs//njuːˈtrɪʃəs/

معنی: مغذی
معانی دیگر: پرودی، پرودین، پرپرود

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: nutritiously (adv.), nutritiousness (n.)
• : تعریف: containing a large proportion or a high concentration of nutrients.

- Her doctor strongly advised her to eat more nutritious foods during her pregnancy.
[ترجمه ترگمان] دکتر او به شدت به او توصیه کرد تا در دوران بارداری غذاهای مقوی بخورد
[ترجمه گوگل] دکتر او به شدت به او توصیه کرد که غذاهای مغذی بیشتری در طول بارداری خود بخورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. milk is nutritious
شیر مغذی است.

2. palatable and nutritious food
خوراک خوشمزه و مغذی

3. It is always important to choose enjoyable, nutritious foods.
[ترجمه ترگمان]همیشه مهم است که غذاهای خوش مزه و مغذی را انتخاب کنید
[ترجمه گوگل]همیشه مهم است که غذاهای لذت بخش و مغذی را انتخاب کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Oats provide good, nutritious food for horses.
[ترجمه ترگمان]Oats غذای خوب و مغذی برای اسب ها فراهم می کنند
[ترجمه گوگل]اوت غذای خوب و مغذی برای اسب ها را فراهم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Wholemeal bread is more nutritious than white bread.
[ترجمه ترگمان]نان wholemeal از نان سفید more است
[ترجمه گوگل]نان کامل ریشه بیشتر از نان سفید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Nectar and pollen are very nutritious.
[ترجمه ترگمان]Nectar و گرده بسیار مغذی هستند
[ترجمه گوگل]شهد و گرده بسیار مغذی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Offal is now thought to be very nutritious.
[ترجمه ترگمان]Offal در حال حاضر بسیار مقوی است
[ترجمه گوگل]در حال حاضر تصفیه شده به نظر می رسد بسیار مغذی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Nuts and fruit make nutritious snacks.
[ترجمه ترگمان]آجیل و میوه ها میان وعده های مغذی می سازند
[ترجمه گوگل]آجیل و میوه غذاهای سبک خوراکی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Continue to eat nutritious food and enjoy it.
[ترجمه ترگمان]به خوردن غذای مغذی ادامه دهید و از آن لذت ببرید
[ترجمه گوگل]مواد غذایی مغذی را ادامه دهید و از آن لذت ببرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I have the sense to choose nutritious, healthy food, and I am lasting pretty well.
[ترجمه ترگمان]من این حس را دارم که غذای سالم، سالم و سالم را انتخاب کنم
[ترجمه گوگل]من حس می کنم غذای مغذی و سالم را انتخاب کنم، و من به اندازه کافی پایدار هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. And it's also one of the most nutritious fruits.
[ترجمه ترگمان]و همچنین یکی از the میوه ها است
[ترجمه گوگل]و همچنین یکی از مهمترین مواد مغذی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Raw vegetable salads are very nutritious.
[ترجمه ترگمان]سالاد سبزیجات خام بسیار مغذی هستند
[ترجمه گوگل]سالاد سبزی خام بسیار مغذی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This includes having a balanced and nutritious diet and good personal hygiene.
[ترجمه ترگمان]این شامل داشتن یک رژیم غذایی متعادل و سالم و بهداشت فردی خوب است
[ترجمه گوگل]این شامل داشتن یک رژیم متعادل و مغذی و بهداشت شخصی خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The sweeter, more nutritious, relatively new varieties of ruby grapefruit made for fine eating at home.
[ترجمه ترگمان]The، more و relatively، انواع جدیدی از گریپ فروت را به خاطر غذا خوردن در خانه دریافت کردند
[ترجمه گوگل]شیرین تر، مغذی تر، انواع نسبتا جدید از گریپ فروت روبین برای غذا خوردن خوب در خانه ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Compared with other nutritious foods, they fared badly.
[ترجمه ترگمان]در مقایسه با دیگر غذاهای مقوی، آن ها بد عمل کردند
[ترجمه گوگل]در مقایسه با سایر غذاهای مغذی، آنها به شدت از بین رفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مغذی (صفت)
nutritive, nourishing, nutritious, nutrient

به انگلیسی

• nourishing; healthy, wholesome
food that is nutritious helps your body to be healthy; a formal word.

پیشنهاد کاربران

ارزش غذایی
used about food ) very good for you )
مواد مغذی
we humans get our nutritious from what we eat Ⓜ️
ما انسان ها مواد مغذی خود را از آنچه میخوریم دریافت میکنیم
مغذی . مواد مغذی
پر و پیمون
( used about food )
مغذی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما