nurturing

انگلیسی به انگلیسی

• act of providing care or sustenance; rearing; cultivation, fostering

پیشنهاد کاربران

پرورش
شخصی که دیگران را تربیت و بزرگ می کند
رسیدگی
حفظ کردن ( نگهداری از داشته ها )
nurturing the relationships with customers you already have
حفظ ارتباط با مشتریانی که از قبل دارید
مفید
سودمن
بالنده
مانند: خانواده بالندهnurturing family
ترغیب کننده و کمک کننده در مثال زیر:
. By its nature, SCC involves three factors; a susceptible material, a damaging stress regime and a nurturing environment
SCC ( ترک خوردن موادی خاص تحت نیرو و در محیطی خاص، Stress Corrosion Cracking ) بر اساس ماهیت خود شامل سه عامل است. یک ماده حساس، یک رژیم استرس مضر و یک محیط ترغیب کننده
...
[مشاهده متن کامل]

در مقام صفت: بارور
پرورش دهنده
تقویت
حمایت کننده
بامحبت
پرورنده
تربیت یافته
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)

بپرس