nursery school

/ˈnɜːrsəriˈskuːl//ˈnɜːsəriskuːl/

معنی: کودکستان، مدرسه بچههای کمتر از پنج سال
معانی دیگر: مهد کودک، کودکستان (ویژه ی کودکان 3 تا 5 ساله)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a school for children below kindergarten age.

جمله های نمونه

1. The availability of nursery school places varies widely across London.
[ترجمه ترگمان]دسترسی به مدارس مهد کودک در سراسر لندن به طور گسترده ای متفاوت است
[ترجمه گوگل]در دسترس بودن مکان های مهد کودک به طور گسترده در لندن متفاوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Students growing up from nursery school to college have trouble dealing with realities.
[ترجمه ترگمان]دانش آموزانی که از مدرسه مهد کودک در حال رشد هستند، در مواجهه با واقعیات دچار مشکل شده اند
[ترجمه گوگل]دانش آموزانی که از مدرسه مهد کودک به کالج می میرند، در برخورد با واقعیت ها مشکل دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We've already put his name down for nursery school.
[ترجمه ترگمان]ما قبلا اسمش رو گذاشتیم مدرسه بچه ها
[ترجمه گوگل]ما نام خود را برای مدرسه مهد کودک گذاشته ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I tried putting the boys in nursery school, but they screamed the place down.
[ترجمه ترگمان]سعی کردم بچه ها را در مدرسه بچه ها نگه دارم، اما آن ها سر جایشان فریاد کشیدند
[ترجمه گوگل]من سعی کردم پسران را در مدرسه مهد کودک بگذارم اما آنها فریاد زدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He was all smiles helping nursery school toddlers splash out with water colours.
[ترجمه ترگمان]او در حال حاضر لبخند می زد و به کودکان نوپا که با آب رنگ سر و کار داشتند، کمک می کرد
[ترجمه گوگل]او همه لبخند ها را کمک کرد تا کودکان نوپا در مهد کودک با رنگ آب آشفته شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She loved her work as a nursery school teacher and the little ones in her care.
[ترجمه ترگمان]او از کارش مانند یک معلم مدرسه پرستاری و بچه های کوچک مراقبت می کرد
[ترجمه گوگل]او کار او را به عنوان یک معلم مدرسه مهد کودک و بچه های کوچک در مراقبت او دوست داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Child care: day care, nursery school, babysitting.
[ترجمه ترگمان]مراقبت از کودکان: مراقبت روزانه، مدرسه مهد کودک، نگهداری از بچه
[ترجمه گوگل]مراقبت از کودکان: مراقبت روزانه، مدرسه مهد کودک، مهد کودک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. After attending a local nursery school, some children had been able to write their own names.
[ترجمه ترگمان]برخی از بچه ها پس از شرکت در یک مهد کودک محلی، توانستند نام خود را بنویسند
[ترجمه گوگل]پس از حضور در مدرسه محلی مهد کودک، برخی از کودکان توانستند نام خود را بنویسند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Things had to be more formal in the nursery school because of the larger numbers involved.
[ترجمه ترگمان]همه چیز باید در مدرسه مهد کودک بیشتر رسمی باشد، زیرا تعداد بیشتری از افراد درگیر این مدرسه بودند
[ترجمه گوگل]به دلیل آنکه تعداد زیادی از آنها درگیر بود، باید در مدرسه مهدکودک رسمی تر باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Paul was sent to a little nursery school down the road, to get him away from Ben.
[ترجمه ترگمان]پل به یک مدرسه بچه کوچک در جاده فرستاده شد تا او را از بن دور کند
[ترجمه گوگل]پل به یک مدرسه کوچک مهد کودک فرستاده شد تا او را از بن بیرون کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. See that manner, which are to arrive nursery school was to enter a hospital clearly.
[ترجمه ترگمان]این رفتار را ببین، که برای رسیدن به مدرسه باید به طور واضح به بیمارستان منتقل شود
[ترجمه گوگل]به طریقی که می خواهید مدرسه مهد کودک باشید، به طور واضح به بیمارستان وارد شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. This child has just started nursery school or on the time is not easy.
[ترجمه ترگمان]این کودک تازه شروع به مدرسه کرده است و یا در آن زمان آسان نیست
[ترجمه گوگل]این کودک تازه مدرسه مهد کودک را آغاز کرده است یا در آن زمان آسان نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Nursery school should run a state to oneself, adjust the price appropriately inside highest price fixing.
[ترجمه ترگمان]مدرسه Nursery باید یک ایالت را برای خود اداره کند، قیمت را به طور مناسب در بالاترین قیمت ثابت قیمت تنظیم کند
[ترجمه گوگل]مدرسه پرستاری باید دولت را به خود اختصاص دهد، قیمت را به طور مناسب در بالاترین قیمت تنظیم کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کودکستان (اسم)
day nursery, kindergarten, nursery school, preschool

مدرسه بچه های کمتر از پنج سال (اسم)
nursery school

به انگلیسی

• school for children between the ages of 3 and 5
a nursery school is a school for children who are between three and five years old.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیکودکستان، مدرسه بچههای کمتر از پنج سالمعانی متفرقهمهد کودک، کودکستان ( ویژه ی کودکان 3 تا 5 ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: a school for children below kindergarten age.جمله های نمونه1. The availability of nursery school places varies widely across London. [ترجمه ترگمان] دسترسی ...مترادفکودکستان ( اسم ) day nursery, kindergarten, nursery school, preschool مدرسه بچه های کمتر از پنج ...انگلیسی به انگلیسیschool for children between the ages of 3 and 5 a nursery school is a school for children who are be ...
معنی nursery school، مفهوم nursery school، تعریف nursery school، معرفی nursery school، nursery school چیست، nursery school یعنی چی، nursery school یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف n، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف n، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف n، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف n
کلمه بعدی: nursery slopes
اشتباه تایپی: دعقسثقغ سزاخخم
آوا: /نرسری اسکول/
عکس nursery school : در گوگل
معنی nursery school

پیشنهاد کاربران

پیش دبستانی /مهد کودک
مهد کودک
پیش دبستانی مهدکودک
مهد کودک

# She loved her work as a nursery school teacher
# We've already put his name down for nursery school
# Nursery schools should fulfil the function of preparing children for school
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما