nurse back to health

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
مراقبت کردن تا بهبود کامل / پرستاری کردن تا سلامتی بازگردد
در زبان محاوره ای: ازش مراقبت کرد تا خوب شد، پرستاریش کرد تا جون گرفت، کمکش کرد دوباره سرپا بشه
🔸 تعریف ها:
1. ( پزشکی – مراقبتی ) : رسیدگی و مراقبت از فرد بیمار یا آسیب دیده تا زمانی که سلامتی اش را بازیابد
...
[مشاهده متن کامل]

● مثال: She nursed her father back to health after the surgery. بعد از عمل، از پدرش مراقبت کرد تا دوباره سرپا شد
2. ( عاطفی – حمایتی ) : در برخی موارد، اشاره به حمایت روانی یا احساسی برای بازگرداندن فرد به وضعیت سالم
● مثال: He was emotionally broken, but his friends nursed him back to health. از نظر روحی داغون بود، ولی دوستاش کمکش کردن تا دوباره حالش خوب بشه
🔸 مترادف ها:
care for – heal – tend – support – restore – rehabilitate

سلامتی خودشو بدست اورد