nouveau

انگلیسی به انگلیسی

• new (french)

پیشنهاد کاربران

( صفت – فرانسوی/انگلیسی )
نووو ( با صدای او کشیده )
🔸 معادل فارسی:
• جدید، نو، تازه
• نوظهور، تازه به دوران رسیده ( در ترکیب nouveau riche )
• مدرن، روزآمد
🔸 مثال :
"The nouveau riche often try too hard to show off their wealth. "
...
[مشاهده متن کامل]

ثروتمندان تازه به دوران رسیده اغلب زیادی تلاش می کنند تا ثروت خود را به رخ بکشند.
"The Art Nouveau buildings in Brussels are a UNESCO World Heritage site. "
ساختمان های آر نووو در بروکسل یک میراث جهانی یونسکو هستند.
"The Nouvelle Vague movement had a huge influence on modern cinema. "
جنبش موج نو تأثیر زیادی بر سینمای مدرن داشت.
"The restaurant offers a nouveau take on traditional French cuisine. "
آن رستوران یک تفسیر جدید از غذاهای سنتی فرانسوی ارائه می دهد.

اصلاح میکنم
Nouveau richeتازه به دوران رسیده
Nouveauتازه، جدید، نو
Nouveau richتازه به دوران رسیده
Modern, contemporary
E. g. Nouveau architecture
نوین
جدید، تازه
I mostly remember the art nouveau decor of her living room
تازه ثروتمند شده