🔸 معادل فارسی:
• چیز بی اهمیت
• مسئله ای که بزرگش کرده اند
• در زبان محاوره ای: یه چیز بی خود، یه مشت آب کی، سر و ته یه کرباس، چیز مهمی نبود
.
🔸 مثال ها:
• Everyone expected a big announcement, but it was a nothingburger.
... [مشاهده متن کامل]
همه انتظار یه اعلامیه بزرگ داشتند، ولی یه چیز بی خود از آب درآمد.
• The movie was a nothingburger—all hype, no substance.
فیلم یه چیز بی خود بود—همش تبلیغات، هیچ محتوایی نداشت.
• The leaked documents turned out to be a nothingburger.
اسناد لو رفته یه چیز بی اهمیت از آب دراومدن.
• Don't waste your time on that nothingburger of a story.
وقتت رو برای اون داستان بی خود تلف نکن.
• چیز بی اهمیت
• مسئله ای که بزرگش کرده اند
• در زبان محاوره ای: یه چیز بی خود، یه مشت آب کی، سر و ته یه کرباس، چیز مهمی نبود
.
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
همه انتظار یه اعلامیه بزرگ داشتند، ولی یه چیز بی خود از آب درآمد.
فیلم یه چیز بی خود بود—همش تبلیغات، هیچ محتوایی نداشت.
اسناد لو رفته یه چیز بی اهمیت از آب دراومدن.
وقتت رو برای اون داستان بی خود تلف نکن.
( عامیانه، اغلب توهین آمیز، بیشتر در آمریکا )
1. ( اسم ) شخص یا چیز بی اهمیت، بی ارزش و بی خاصیت؛ اکنون به طور خاص به چیزی گفته می شود که بر خلاف انتظار، بی اهمیت و غیر قابل توجه است.
2. ( صفت ) بدون اهمیت، بی ارزش، ناچیز، غیر قابل توجه
منبع: Oxford English Dictionary
1. ( اسم ) شخص یا چیز بی اهمیت، بی ارزش و بی خاصیت؛ اکنون به طور خاص به چیزی گفته می شود که بر خلاف انتظار، بی اهمیت و غیر قابل توجه است.
2. ( صفت ) بدون اهمیت، بی ارزش، ناچیز، غیر قابل توجه
منبع: Oxford English Dictionary