nothing proper

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
هیچ چیز درست و حسابی؛ هیچ چیز مناسب؛ هیچ چیز شایسته؛ هیچ چیز درخور
🔸 مثال ها:
• There was nothing proper to eat in the house.
هیچ چیز درست و حسابی برای خوردن در خانه نبود.
...
[مشاهده متن کامل]

• He had nothing proper to wear to the interview.
او هیچ لباس مناسبی برای مصاحبه نداشت.
• The report contained nothing proper in terms of evidence.
این گزارش هیچ چیز درست و شایسته ای از نظر شواهد نداشت.