مشخص، واضح، آشکار
عادل فارسی:
• نه چندان ظریف / کم لطافت
• آشکار / صریح / غیرمستقیمِ نه چندان پنهان
• بی پرده / کاملاً قابل تشخیص
🔸 مثال ها:
The senator's not - so - subtle criticism of the president's Iran policy was clear to everyone in the chamber.
... [مشاهده متن کامل]
انتقادِ نه چندان ظریفِ این سناتور از سیاستِ ایرانِ رئیس جمهور، برایِ همه یِ حاضرین در صحنِ مجلس آشکار بود.
Trump's not - so - subtle warning to his Republican critics was that they would face primary challenges if they opposed him.
هشدارِ نه چندان پنهانِ ترامپ به منتقدانِ جمهوری خواهِ خود این بود که اگر با او مخالفت کنند، با چالش هایِ درون حزبی در انتخاباتِ مقدماتی مواجه خواهند شد.
The ambassador's not - so - subtle gesture of leaving the room during the speech sent a clear message of protest.
حرکتِ نه چندان ظریفِ سفیر در ترکِ اتاق در طولِ سخنرانی، پیامیِ آشکار از اعتراض بود.
• نه چندان ظریف / کم لطافت
• آشکار / صریح / غیرمستقیمِ نه چندان پنهان
• بی پرده / کاملاً قابل تشخیص
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
انتقادِ نه چندان ظریفِ این سناتور از سیاستِ ایرانِ رئیس جمهور، برایِ همه یِ حاضرین در صحنِ مجلس آشکار بود.
هشدارِ نه چندان پنهانِ ترامپ به منتقدانِ جمهوری خواهِ خود این بود که اگر با او مخالفت کنند، با چالش هایِ درون حزبی در انتخاباتِ مقدماتی مواجه خواهند شد.
حرکتِ نه چندان ظریفِ سفیر در ترکِ اتاق در طولِ سخنرانی، پیامیِ آشکار از اعتراض بود.