🔸 معادل فارسی ( بسته به بافت ) :
• ( خشونت – فیزیکی ) ضربه نزدن به کسی، مشت نزدن به کسی
• ( اصطلاحی – تقلید ) کپی نکردن از کسی، تقلید نکردن از کسی
• ( عامیانه – واکنش ) واکنش نشان ندادن به کسی، تحت تأثیر کسی نبودن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( خشونت – خودداری از مشت زدن )
The boxer had a clear shot at his opponent's face, but he chose not off the guy because the bell had already rung.
آن بوکسور یک فرصت عالی برای زدن به صورت حریف داشت، اما انتخاب کرد ضربه نزند به آن مرد چون زنگ قبلاً خورده بود.
• ( تقلید نکردن )
That rapper's flow is completely fresh – he does not off any other artist in the game.
قافیه های آن رپر کاملاً تازه است – از هیچ هنرمند دیگری در این عرصه کپی نمی کند.
• ( واکنش عاطفی نشان ندادن )
My boss tried to guilt - trip me, but I stayed calm and was not off her.
رئیسم سعی کرد من را با احساس گناه تحت فشار بگذارد، اما من آرام ماندم و تحت تأثیر او قرار نگرفتم.
• ( خشونت – فیزیکی ) ضربه نزدن به کسی، مشت نزدن به کسی
• ( اصطلاحی – تقلید ) کپی نکردن از کسی، تقلید نکردن از کسی
• ( عامیانه – واکنش ) واکنش نشان ندادن به کسی، تحت تأثیر کسی نبودن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( خشونت – خودداری از مشت زدن )
آن بوکسور یک فرصت عالی برای زدن به صورت حریف داشت، اما انتخاب کرد ضربه نزند به آن مرد چون زنگ قبلاً خورده بود.
• ( تقلید نکردن )
قافیه های آن رپر کاملاً تازه است – از هیچ هنرمند دیگری در این عرصه کپی نمی کند.
• ( واکنش عاطفی نشان ندادن )
رئیسم سعی کرد من را با احساس گناه تحت فشار بگذارد، اما من آرام ماندم و تحت تأثیر او قرار نگرفتم.