🔸 معادل فارسی
• در حوزه من نیست
• کار من نیست
• تخصص من نیست
• در محاوره: به من ربطی نداره
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** وقتی کسی می گوید *“not my lane”* یعنی آن موضوع یا وظیفه در حوزه مسئولیت یا تخصص او نیست.
... [مشاهده متن کامل]
- *مثال:* Politics? That’s not my lane.
سیاست؟ این حوزه من نیست.
2. ** ( رسانه ای – کاربردی ) :** برای نشان دادن اینکه فرد نمی خواهد وارد بحث یا کاری شود که به او مربوط نیست.
- *مثال:* Commenting on medical issues is not my lane.
اظهار نظر درباره مسائل پزشکی حوزه من نیست.
3. ** ( فرهنگی – استعاری ) :** برگرفته از مفهوم خط عبور در جاده؛ هر کس باید در خط خودش حرکت کند.
- *مثال:* She stayed quiet because it wasn’t her lane.
او سکوت کرد چون موضوع به حوزه او مربوط نبود.
- - -
## 🔸 مترادف ها
not my business – not my responsibility – not my expertise – out of my scope – beyond me
- - -
## 🔸 مثال ها
• Giving legal advice is not my lane.
دادن مشاوره حقوقی کار من نیست.
• He didn’t comment because it wasn’t his lane.
او نظر نداد چون موضوع به حوزه او مربوط نبود.
• Cooking is not my lane, but I love eating.
آشپزی کار من نیست، اما عاشق خوردنم.
• در حوزه من نیست
• کار من نیست
• تخصص من نیست
• در محاوره: به من ربطی نداره
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** وقتی کسی می گوید *“not my lane”* یعنی آن موضوع یا وظیفه در حوزه مسئولیت یا تخصص او نیست.
... [مشاهده متن کامل]
- *مثال:* Politics? That’s not my lane.
سیاست؟ این حوزه من نیست.
2. ** ( رسانه ای – کاربردی ) :** برای نشان دادن اینکه فرد نمی خواهد وارد بحث یا کاری شود که به او مربوط نیست.
- *مثال:* Commenting on medical issues is not my lane.
اظهار نظر درباره مسائل پزشکی حوزه من نیست.
3. ** ( فرهنگی – استعاری ) :** برگرفته از مفهوم خط عبور در جاده؛ هر کس باید در خط خودش حرکت کند.
- *مثال:* She stayed quiet because it wasn’t her lane.
او سکوت کرد چون موضوع به حوزه او مربوط نبود.
- - -
## 🔸 مترادف ها
- - -
## 🔸 مثال ها
دادن مشاوره حقوقی کار من نیست.
او نظر نداد چون موضوع به حوزه او مربوط نبود.
آشپزی کار من نیست، اما عاشق خوردنم.