**Persian:** کسی را خیلی عصبانی کردن
➝ او واقعاً مرا عصبانی کرد که تماس هایم را نادیده گرفت.
... [مشاهده متن کامل]
- - -
**Persian:** غر زدن و شکایت کردن درباره چیزهای بی اهمیت
➝ دست از غر زدن درباره کارت بردار و کاری برای تغییرش بکن!
- - -
**Persian:** خیلی بد و بی کیفیت
➝ خدمات آن رستوران خیلی بد بود؛ دیگر هرگز آنجا نمی روم.
- - -
**Persian:** کاری بیهوده و بی نتیجه انجام دادن
➝ تلاش برای تغییر نظر او مثل آب در هاون کوبیدن است.
- - -
**Persian:** پر از انرژی و شور و هیجان
➝ حتی در ۷۰ سالگی، پدربزرگم هنوز پر از انرژی و شور و هیجان است.
- - -
**Persian:** خیلی فقیر بودن
➝ بعد از اینکه کارش را از دست داد، کاملاً بی پول شد.
- - -
**Persian:** پول را بیهوده خرج کردن
➝ او همه پولش را در قمار هدر داد و حالا ورشکسته شده است.
- - -
**Persian:** گم شو! ( خیلی بی ادبانه )
➝ الان نمی خواهم با تو صحبت کنم، گم شو!
- - -
**Persian:** کسی را مسخره کردن
➝ داری مرا مسخره می کنی یا جدی می گویی؟
- - -
**Persian:** تلاش برای کاری غیرممکن و بیهوده
➝ متقاعد کردن او برای عذرخواهی مثل تلاش برای انجام کاری غیرممکن است.
- - -
آه نداره با ناله سودا کنه
کوفت هم نداشتن
کوفت هم نداشتن