nonconductive

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of conductive.

تخصصی

[برق و الکترونیک] نارسانا

انگلیسی به انگلیسی

• not conductive, not transmitting

پیشنهاد کاربران

( برق ) نارسانا
مثال: Wood is nonconductive = چوب نارسانا است
غیر رسانا

بپرس