no show job

پیشنهاد کاربران

No show : عدم حضور
🔸 معادل فارسی:
• شغل صوری
• کار بدون حضور
• حقوق گیری بدون کار
🔸 مثال ها:
• The politician gave his wife a no - show job at a city agency.
سیاستمدار به همسرش یک شغل صوری در یک آژانس شهری داد.
...
[مشاهده متن کامل]

• He had a no - show job at the construction site to satisfy his parole requirements.
او در کارگاه ساختمانی یک شغل صوری داشت تا شرایط آزادی مشروط را تأمین کند .
• Auditors discovered several no - show jobs during the fraud investigation.
حسابرسان در تحقیقات کلاهبرداری چندین شغل صوری کشف کردند.
• *The company paid $166, 000 annually to the owner's wife for a no - show job. *
شرکت سالانه ۱۶۶٬۰۰۰ دلار به همسر مالک برای یک شغل صوری پرداخت می کرد .