no one damn thing

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• هیچ کس هیچ کار ( نکرد ) ، هیچ کس ذره ای ( توجه نکرد )
• نه یک نفر حتی یک چیز کوچک ( انجام نداد )
• مطلقاً هیچ کس و هیچ چیز
• ( در بافت منفی تأکیدی ) هیچکس به اندازه سر سوزنی
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• "I asked for help, but no one damn thing was done about it. "
→ درخواست کمک کردم، اما هیچکس هیچ کاری در موردش انجام نداد.
• "No one damn thing went right today. "
→ امروز هیچ چیز به هیچ دردی نخورد / هیچ چیز درست از آب درنیامد.
• "He promised to fix it, but no one damn thing happened. "
→ قول داد درستش کند، اما هیچ اتفاقی نیفتاد ( هیچ کاری نشد ) .