no go


(عامیانه) غیر ممکن، بی فایده

انگلیسی به انگلیسی

• (slang) not possible; cancelled flight; cancelled service

پیشنهاد کاربران

impossible, hopeless, or forbidden; not allowed; not acceptable; canceled; aborted; not authorized to proceed.
غیرممکن؛ ناامیدکننده؛ ممنوع؛ مجاز نبودن؛ قابل قبول نبودن؛ لغو شدن؛ عقیم ماندن؛ مجاز به ادامه نبودن؛ بی ثمر؛ بی حاصل؛ بی فایده؛ بیهوده؛ عبث؛ عقیم
...
[مشاهده متن کامل]

Example 1: 👇
I tried to start the engine again, but it was no go.
دوباره سعی کردم استارت بزنم اما بی ثمر بود.
Example 2: 👇
Shorts are no go here – you have to wear long pants and shoes.
شلوارک اینجا ممنوع است - باید شلوار و کفش بلند بپوشید.
Example 3: 👇
The Tuesday space launch is no - go. not ready to go or proceed.
پرتاب فضایی سه شنبه لغو شد ( عقیم ماند یا مجاز نیست ) آماده ی رفتن یا ادامه ی راه نیست.
Example 4: 👇
RICHARD: Inspector!
JAPP: Well, sir, what is it?
RICHARD ( deliberately ) : I killed my father.
JAPP ( smiling ) : No go, sir.
RICHARD: What?
JAPP: No, sir, that cat won’t jump. You’re very set on your good lady, I know — newly married and all that. But, to speak plainly, it’s no manner of use putting your neck in a halter for the sake of a bad woman. Though she is a good looker.
* Black Coffee - a play by Agatha Christie
ریچارد: بازرس!
‏بازرس یاپ: خوب، آقا، بفرمایید ببینم موضوع چیه؟
ریچارد ( عمدا ) : من پدرم را کشتم.
‏ ‏بازرس یاپ ( با لبخند ) : غیر ممکنه قربان.
ریچارد: چی؟
‏ ‏بازرس یاپ: نه، آقا، این ایده خریدار نداره ( این ایده کار نمیکنه یا این حرف غیر عملی است ) . من می دونم که شما به خانم به ظاهر خوبتان خیلی علاقه دارید - تازه ازدواج کرده و از اینجور حرف ها. اما، به صراحت بگم، این که به خاطر یک زن بد، گردن خود را در طنابِ چوبه ی دار قرار دهید، فایده ای ندارد. اگرچه او ظاهر خوبی دارد.
گفتگوی انتخابی: از نمایشنامه ی #قهوه ی تلخ، # اثر آگاتا کریستی

no go
Be ( a ) no go
To be impossible, or not effective, or not happen
به معنای غیرممکن بودن، نشدنی بودن یا یه جورایی فایده ای نداشتن هست.
مثلا:
They tried for hours to get her to come down from the roof, but it was a no go •.
...
[مشاهده متن کامل]

ساعت ها تلاش کردن تاراضیش کنن از پشت بوم بیاد پایین، اما فایده ای نداشت!
یه جاهاییم می شه اون رو معادل ممنوع بودن دونست.
مثلا:
Shorts are no go here – you have to wear long pants and shoes •.
پوشیدن شلوارک اینجا ممنوعه، باید کفش و شلوار بلند بپوشین.
no go area•
منظقه ممنوعه

منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/be-a-no-go• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/no-go• https://www.ldoceonline.com/dictionary/no-go-area
Not in suitable condition for proceeding

بپرس