no clue

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی: no idea, don't know
• ( بیان ندانستن ) هیچ ایده ای ندارم، نمی دانم، خبر ندارم
• ( ناتوانی در فهم ) سر در نمی آورم، چیزی از آن نمی فهمم
• ( کامل نبودن اطلاعات ) کمترین سرنخی ندارم، کاملاً بی اطلاعم
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
( پاسخ ساده – محاوره ) – What time does the movie start? – No clue – check online.
– فیلم ساعت چند شروع می شود؟ – خبر ندارم – آنلاین چک کن.
( ناتوانی در فهم ) He looked at the math problem and had no clue how to solve it.
به مسئله ریاضی نگاه کرد و هیچ سر در نمی آورد چطور حلش کند.
( گیجی در موقعیت ) I have no clue why she's angry at me – I thought we were fine.
هیچ ایده ای ندارم چرا از من عصبانی است – فکر می کردم حالمان خوب است.
( تأکید شدید ) – Do you know the way to the station? – I have no clue. I'm a tourist too.
– راه ایستگاه را می دانی؟ – هیچ سرنخی ندارم. من هم توریست هستم.
( روزمره ) She asked me for directions, but I had no clue where the street was.
از من آدرس پرسید، اما هیچ نمی دانستم آن خیابان کجاست.

اصلا نمیدونم
to be completely unable to guess, understand, or deal with something:
هیچ اطلاعی ندارم
هیچ ایده ای ندارم
نمیدونم
Who invented algebra?
I don't have a clue