nitrate

/ˈnaɪˌtret//ˈnaɪtreɪt/

معنی: نیترات، شوره، نیترات سدیم یا پتاسیم، نمک معدنی یا نمک الی جوهر شوره، به نیترات تبدیل کردن
معانی دیگر: (شیمی)، نیترات (ملح اسید نیتریک دارای بنیان no3 )، نیترات پتاسیم یا نیترات سدیم (که کود شیمیایی هستند)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a salt or ester containing nitric acid.

(2) تعریف: potassium nitrate or sodium nitrate used as fertilizer.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: nitrates, nitrating, nitrated
مشتقات: nitration (n.)
• : تعریف: to combine or treat with nitric acid or a nitrate.

جمله های نمونه

1. High levels of nitrate occur in eastern England because of the heavy use of fertilizers.
[ترجمه ترگمان]به دلیل استفاده سنگین از کودهای شیمیایی، سطح بالایی از نیترات در شرق انگلستان رخ می دهد
[ترجمه گوگل]به دلیل استفاده سنگین از کود، سطوح بالای نیترات در شرق انگلستان رخ می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Potassium nitrate and potassium chloride are potassium salts.
[ترجمه ترگمان]پتاسیم نیترات و پتاسیم کلرید نمک پتاسیم هستند
[ترجمه گوگل]نیترات پتاسیم و کلرید پتاسیم، نمکهای پتاسیم هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We need to cut nitrate levels in water.
[ترجمه ترگمان]ما باید سطوح نیترات در آب را کاهش دهیم
[ترجمه گوگل]ما نیاز به کاهش نیترات در آب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Unpolluted ecosystems release only small quantities of nitrate in streams.
[ترجمه ترگمان]اکوسیستم unpolluted فقط مقادیر کمی از نیترات در جویبارها منتشر می کند
[ترجمه گوگل]اکوسیستم های غیر مجاز تنها مقادیر کمی از نیترات در جریان را آزاد می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Now if we can just lower our tapwater nitrate levels . . . I hope you like our new series of free fish cards.
[ترجمه ترگمان]حال اگر ما بتوانیم سطح نیترات tapwater را پایین بیاوریم، امیدوارم که شما از مجموعه جدیدی از کارت های رایگان ماهی استفاده کنید
[ترجمه گوگل]حالا اگر ما فقط می توانیم سطوح نیترات شیر ​​آب را پایین بیاوریم من امیدوارم که سری جدیدی از کارتهای ماهی آزاد را دوست داشته باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The Ecological Impact of Nitrates Two rivers illustrate the impact of nitrate pollution.
[ترجمه ترگمان]تاثیر اکولوژی دو رودخانه تاثیر آلودگی نیترات را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]تاثیر زیست محیطی نیترات دو رودخانه تاثیر آلودگی نیترات را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Babies in high nitrate areas are given bottled water.
[ترجمه ترگمان]در مناطق با نیترات بالا، آب بطری به آن ها داده می شود
[ترجمه گوگل]نوزادان در مناطق دارای نیتروژن بالا آب بطری داده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Silver nitrate is a salt.
[ترجمه ترگمان] نیترات سدیم یه نمکه
[ترجمه گوگل]نیترات نقره یک نمک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They are not normally thought of as potassium nitrate molecules existing as single entities outside the solid lattice.
[ترجمه ترگمان]آن ها معمولا به عنوان مولکول های نیترات پتاسیم موجود در خارج از شبکه جامد فکر نمی کنند
[ترجمه گوگل]آنها به طور معمول به عنوان مولکولهای نیترات پتاسیم موجود به عنوان موجودات مجزای خارج از شبکه جامد مورد توجه نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. A more sinister development is the seepage of nitrate into aquifers which are used as sources of the domestic water supply.
[ترجمه ترگمان]توسعه sinister، نفوذ نیترات به سفره های آبی است که به عنوان منبع تامین آب خانگی مورد استفاده قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]پیشرفت شگرف تر، پرتوده شدن نیترات به آبخوان ها است که به عنوان منابع تامین آب خانگی مورد استفاده قرار می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. So nitrate from the enormous growth in artificial fertiliser applications is rapidly leached away.
[ترجمه ترگمان]بنابراین نیترات از رشد زیاد کاربردهای شیمیایی کود شیمیایی به سرعت از بین می رود
[ترجمه گوگل]بنابراین نیترات از رشد عظیمی در کاربردهای کودهای مصنوعی به سرعت از بین می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Nitrate levels must remain below 50 parts per million to stay within the law.
[ترجمه ترگمان]سطوح Nitrate باید کم تر از ۵۰ بخش در هر میلیون باقی بماند تا در چارچوب قانون بمانند
[ترجمه گوگل]سطوح نیتروژن باید کمتر از 50 قسمت در میلیون باشد تا در قانون بمانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The question of introducing nitrate protection zones got serious consideration only through the Nitrate Coordination Group in 198
[ترجمه ترگمان]مساله معرفی مناطق حفاظت از نیترات تنها از طریق گروه هماهنگی Nitrate در ۱۹۸ مورد توجه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]سوال در مورد معرفی مناطق حفاظت از نیترات در سال 198 فقط با توجه به گروه هماهنگی نیترات مورد توجه جدی قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. But, with heavier stocking, even grass leaches more nitrate.
[ترجمه ترگمان]اما با جوراب سنگین، حتی علف leaches نیترات بیشتر
[ترجمه گوگل]اما، با جوراب های سنگین تر، حتی چمن نیز نیترات بیشتری را اشباع می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نیترات (اسم)
nitrate

شوره (اسم)
nitrate

نیترات سدیم یا پتاسیم (اسم)
nitrate

نمک معدنی یا نمک الی جوهر شوره (اسم)
nitrate

به نیترات تبدیل کردن (فعل)
nitrate

تخصصی

[صنایع غذایی] نیترات : نمک اسید نیتریت معمولا نیترات سدیم که به عنوان ماده نگهدارنده و تثبیت کننده رنگ گوشت و محصولات گوشتی استفاده میشود.
[آب و خاک] نیترات

به انگلیسی

• salt or ester of nitric acid (chemistry)
add nitric acid (chemistry)
a nitrate is a chemical compound that includes nitrogen and oxygen. nitrates are used as fertilizers.

معنی یا پیشنهاد شما