nine

/ˈnaɪn//naɪn/

معنی: عدد نه، نه نفر، نه تا، نه عدد، نه چیز، نهتایی
معانی دیگر: نه، گروه نه تایی، دسته ی نه نفری (به ویژه تیم بیس بال)، شماره ی نه

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the number represented by the Arabic numeral 9 and by the Roman numeral IX.

(2) تعریف: the number that follows eight and precedes ten in the sequence of cardinal numbers.
صفت ( adjective )
• : تعریف: being nine in number.

جمله های نمونه

1. nine apples
نه تا سیب

2. nine is the square of three
9 مجذور 3 است.

3. nine o'clock
ساعت نه

4. nine years
نه سال

5. water nine meters deep
آبی به ژرفای نه متر

6. he completed nine passes
(فوتبال امریکایی) او موفق به انجام نه پاس (هوایی) شد.

7. he jumped nine meters at his first attempt
او در اولین کوشش خود نه متر پرید.

8. on cloud nine
خوشحال،در آسمان هفتم

9. the whole nine yards
(عامیانه) کاملا،تماما،همه چیز

10. my mother died nine years ago
مادرم نه سال پیش فوت کرد.

11. ten comes after nine
ده بعد از نه می آید.

12. the students average nine years of age
سن متوسط شاگردان نه سال است.

13. they had jammed nine people into a five- passenger car
آنها نه نفر را در اتومبیل پنج نفری چپانده بودند.

14. twenty ayes and nine noes
بیست رای موافق و نه رای مخالف

15. four plus five is nine
چهار به اضافه ی پنج می شود نه.

16. our spring break is nine days long
تعطیلات بهاره ی ما نه روز است.

17. she will arrive at nine a. m.
ساعت نه صبح وارد خواهد شد.

18. the admission fee is nine tumans
ورودیه نه تومان است.

19. the class begins at nine a. m.
کلاس ساعت نه صبح شروع می شود.

20. the family together earned nine hundred dollars a week
آن خانواده روی هم هفته ای نهصد دلار درآمد داشت.

21. the relentless storm lasted nine days
توفان بی امان نه روز ادامه داشت.

22. the arsonist was sentenced to nine years of imprisonment
آتش افروز به نه سال زندان محکوم شد.

23. the second house starts at nine
سانس دوم ساعت نه آغاز می شود.

24. this chair is made of nine pieces
این صندلی از نه قطعه ساخته شده است.

25. a stitch in time saves nine
کار بموقع،از خسارت بعدی جلوگیری می کند

26. the police busted the brothel and arrested nine people
پلیس به فاحشه خانه ریخت و نه نفر را توقیف کرد.

27. the huge farm was parceled out among his nine children
مزرعه ی پهناور میان نه فرزند او تقسیم شد.

28. you need a thousand tumans; i'll give you nine hundred and you can get the difference from your father
شما به هزار تومان نیاز دارید; من نهصد تومان می دهم و مانده را از پدرتان بگیرید.

29. he held the embassy in that country for over nine years
او متجاوز از نه سال سفارت در آن کشور را به عهده داشت.

30. he was given a promotion and a salary adjustment of nine percent
به او ترفیع دادند و حقوقش را به میزان نه درصد تعدیل کردند.

مترادف ها

عدد نه (اسم)
nine

نه نفر ()
nine

نه تا ()
nine

نه عدد ()
nine

نه چیز ()
nine

نه تایی ()
nine

تخصصی

[ریاضیات] نه، 9

به انگلیسی

• number 9
being 9 in number
nine is the number 9.

پیشنهاد کاربران

9
نُه
توضیحاتی در رابطه با صفت nine
عدد nine یک عدد فرد است که از آن برای شمارش استفاده می شود. عدد 9 قبل از عدد 10 و بعد از 8 است. مثال:
eight, nine, ten ( هشت، نه، ده )

منبع: سایت بیاموز
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما