• لحظه ای بعد
مثال:
In the next breath, he changed his mind.
درست یه لحظه بعد نظرش عوض شد.
One moment she was laughing; the next breath, she was crying.
یه لحظه می خندید، یه لحظه بعد گریه می کرد.
مثال:
درست یه لحظه بعد نظرش عوض شد.
یه لحظه می خندید، یه لحظه بعد گریه می کرد.