new historicism

پیشنهاد کاربران

## نو تاریخ گرایی ( New Historicism ) چیست؟
**نو تاریخ گرایی** رویکردی در نقد ادبی و مطالعات فرهنگی است که از اوایل دههٔ ۱۹۸۰ به رهبری **استیون گرینبلت ( Stephen Greenblatt ) ** و پیروانش در دانشگاه برکلی کالیفرنیا شکل گرفت. این رویکرد ادبیات را نه به عنوان اثری خودمختار و جدا از تاریخ، بلکه به عنوان **بخشی از بافت تاریخی، سیاسی، و اجتماعی** خود می بیند که هم تحت تأثیر نیروهای تاریخی است و هم خود بر آن نیروها تأثیر می گذارد.
...
[مشاهده متن کامل]

به عبارت ساده، نو تاریخ گرایان معتقدند که متن ادبی و زمینهٔ تاریخی **به طور متقابل یکدیگر را می سازند**؛ نمی توان متن را بدون تاریخ فهمید و تاریخ را هم بدون متن نمی توان به طور کامل شناخت.
### تفاوت تاریخ گرایی قدیم ( Old Historicism ) با نو تاریخ گرایی ( New Historicism )
| معیار | تاریخ گرایی قدیم | نو تاریخ گرایی |
| - - - - - - - | - - - - - - - - - - - - - - - - - - | - - - - - - - - - - - - - - - - - |
| **دیدگاه به تاریخ** | تاریخ یک پس زمینهٔ عینی و بی طرف است | تاریخ خود برساختهٔ روایت ها و تفسیرهاست |
| **نقش متن ادبی** | متن، آینهٔ تمام نمای شرایط تاریخی خود است | متن هم بازتاب می دهد و هم بازتولید و مقاومت می کند |
| **منابع معتبر** | اسناد بزرگ و رویدادهای مهم سیاسی/اقتصادی | هرگونه سند حاشیه ای ( اعلامیه، وقایع نامه، روزنامه، زندگینامه ) |
| **ارتباط ادبیات و قدرت** | قدرت، بستری خارج از متن است | قدرت در خود متن و از طریق روایت ها جاری است |
| **هدف نقد** | کشف قصد نویسنده و معنای نهایی اثر | فهم چگونگی تولید معنا در تعامل با نیروهای اجتماعی |
### مفاهیم کلیدی در نو تاریخ گرایی
**۱. برساخت گرایی ( Constructionism ) **
تاریخ عینی و خنثی وجود ندارد. آنچه ما به عنوان تاریخ می شناسیم، **روایتی** است که از طریق متون، گفتمان ها و تفسیرهای بعدی ساخته می شود.
**۲. متن بودگی تاریخ و تاریخ بودگی متن ( Textuality of History / Historicity of Texts ) **
- **متن بودگی تاریخ**: ما به تاریخ تنها از طریق متون ( نامه ها، اسناد، خاطرات، متون ادبی ) دسترسی داریم، نه به خود رویدادهای عریان.
- **تاریخ بودگی متن**: هر متنی ( حتی به ظاهر غیرتاریخی ) در بافت تاریخی خاص خود نوشته شده و آن بافت را منعکس و بازآفرینی می کند.
**۳. حکایت ( Anecdote ) **
نو تاریخ گرایان به جای تکیه بر رویدادهای بزرگ تاریخی، به **حکایات کوتاه، حاشیه ای، و به ظاهر بی اهمیت** توجه می کنند. آن ها معتقدند چنین حکایاتی درهای کوچکی به سوی نیروهای پنهان قدرت و مقاومت می گشایند. مثلاً گرینبلت در کتاب �رنسانس خودمختاری� با حکایت یک خیاط که خود را از طبقهٔ فرودست به درباریان می رساند، نظام اجتماعی الیزابتی را تحلیل می کند.
**۴. گردش انرژی اجتماعی ( Circulation of Social Energy ) **
انرژی های موجود در فرهنگ ( ترس، اشتیاق، قدرت، مقاومت ) ثابت نیستند، بلکه میان متون مختلف – ادبی، حقوقی، مذهبی، پزشکی – در گردش هستند. نقد نو تاریخ گرا پی می گیرد که این انرژی ها چگونه از یک حوزه به حوزهٔ دیگر جریان می یابند و شکل را تغییر می دهند.
**۵. رابطهٔ قدرت و مقاومت**
تأثیرگرفته از میشل فوکو، نو تاریخ گرایی نشان می دهد که **قدرت نه فقط سرکوبگر، بلکه تولیدکننده** است ( گفتمان ها، هویت ها، لذت ها را می سازد ) . اما در عین حال، هر سیستم قدرتی **نقاط مقاومت** ( agency ) خود را نیز تولید می کند. متن ادبی می تواند هم در خدمت قدرت باشد و هم شکاف های آن را نشان دهد و به حاشیه راندگان صدا ببخشد.
### روش کار نو تاریخ گرا
نو تاریخ گرا برای تحلیل یک متن ادبی معمولاً:
1. **متنی ادبی** ( مثلاً نمایشنامه ای از شکسپیر ) را برمی گزیند.
2. **متون هم دورهٔ غیرادبی** ( اعلامیه ها، رساله های پزشکی، گزارش های حقوقی، خاطرات ) را کنار آن می گذارد.
3. **مقایسه و هم خوانی** می کند تا الگوهای گفتمانی مشترک، تناقضات، و نقاطی را که متن ادبی با قدرت همنوا یا به مقابله با آن برمی خیزد، کشف کند.
4. **نتیجه می گیرد** که معنا نه درون متن و نه درون تاریخ به تنهایی، بلکه در **تعامل دیالکتیکی میان آن دو** تولید می شود.
### نمونهٔ تحلیل نو تاریخ گرا: شکسپیر و دیگری سازی
گرینبلات در کتاب **�یادگیری نفرین: شکسپیر و مالیات نادرست�** نشان می دهد که چگونه نمایش �تاجر ونیزی� از شخصیت شایلاک ( یهودی ) برای بازنمایی اضطراب های جامعهٔ الیزابتی دربارهٔ �دیگری� ( بیگانه ) ، رباخواری، و نظم اجتماعی استفاده می کند. او اسناد مربوط به یهودیان در انگلستان آن زمان، خطابه های ضدیهودی، و اسناد حقوقی مربوط به رباخواری را کنار متن شکسپیر می گذارد تا نشان دهد که شکسپیر هم از این گفتمان ها تغذیه کرده و هم آن ها را به چالش کشیده است.
### نقدهای وارد بر نو تاریخ گرایی
- **نسبی گرایی افراطی**: اگر همه چیز برساختهٔ گفتمان است، پس هیچ حقیقتی وجود ندارد.
- **نادیده گرفتن نقش مؤلف**: فوکوی نو تاریخ گرایان گاهی آنقدر بر گفتمان تأکید می کنند که **سوژگی و قصد آگاهانهٔ نویسنده** نادیده گرفته می شود.
- **بازنمایی تاریخ به عنوان شبکه ای تخت**: برخی معتقدند نو تاریخ گرایی به اندازه ی کافی به نابرابری های ساختاری ( طبقه، نژاد، جنسیت ) توجه نمی کند.
- **خودارجاعی**: نقد نو تاریخ گرا خود نیز درگیر شرط تاریخ بودگی است؛ پس ادعای برتری معرفتی ندارد.
### جمع بندی
**نو تاریخ گرایی** رویکردی در نقد ادبی است که:
- ادبیات را **آینهٔ تاریخ** نمی داند، بلکه **عاملی درون تاریخ** می بیند.
- میان متن ادبی و متون غیرادبی مرز قائل نمی شود و هر دو را به عنوان **گفتمان های اجتماعی** مطالعه می کند.
- به **حکایات و جزئیات حاشیه ای** توجه می کند تا نیروهای قدرت و مقاومت را آشکار سازد.
- از فیلسوفانی چون **فوکو** و **کلیفورد گیرتز** ( مردم شناس ) تأثیر پذیرفته است.
- با آثاری چون **�رنسانس خودمختاری�** ( ۱۹۸۰ ) استیون گرینبلات آغاز شد و افرادی چون **کاترین گلگر**، **لوئیس مونتروز**، و **جاناتان دلبر** را دربر گرفت.