never

/ˈnevər//ˈnevə/

معنی: هیچ، ابدا، حاشا، هرگز، هیچگاه، هیچ وقت
معانی دیگر: پرگست

بررسی کلمه

قید ( adverb )
(1) تعریف: not on any occasion; not at any time.
متضاد: always, sometime

- He never needs my help.
[ترجمه ali360] او هیچگاه به کمک من نیاز ندارد
|
[ترجمه غزل] او هرگز به کمک کردن من احتیاجی ندارد
|
[ترجمه مبینا] او هیچ وقت به کمک من نیاز نداره
|
[ترجمه رامانی] اون هیچ وقت به کمک من نیازی ندارد.
|
[ترجمه Uo] او ابداً به کمک من نیاز ندارد
|
[ترجمه ترگمان] اون هیچ وقت به کمک من نیاز نداره
[ترجمه گوگل] او هرگز به کمک من نیاز ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I will never leave you.
[ترجمه ترگمان] من هرگز تو را ترک نخواهم کرد
[ترجمه گوگل] هرگز ترکت نخواهم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: not in any way; not at all.
متضاد: absolutely, definitely

- I never realized you were his brother.
[ترجمه A.A] اصلا متوجه نشدم که تو برادرش بودی
|
[ترجمه ترگمان] من هیچ وقت نفهمیدم که تو برادر اون هستی
[ترجمه گوگل] من هرگز متوجه نشدم که شما برادرت بودی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. never contradict your father!
هرگز با پدرت مخالفت نکن !

2. never doubt but what your mother loves you!
هرگز در این که مادرت تو را دوست دارد شک نکن !

3. never ignore the cry of help from the poor!
هرگز درخواست کمک بینوایان را نادیده نگیر!

4. never lose hope!
هرگز امید را از دست نده (نومید نشو)!

5. never mind
مهم نیست،اهمیت ندارد.

6. never pan the camera except to follow motion
هرگز دوربین را نچرخان مگر برای فیلم برداری از چیزی متحرک.

7. never poke a pencil into your ear!
هرگز مداد را در گوش خود فرو نکن !

8. never send to know for whom the bell tolls . . .
(جان دان) هرگز نخواه که دریابی برای که ناقوس به صدا در می آید . . .

9. never sign (under) a blank sheet of paper
هرگز زیر ورقه ی سفید امضا نکن.

10. never touch a poisonous snake!
هرگز به مار سمی دست نزن !

11. never understimate your enemies
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد

12. never dreamed
هرگز فکر نمی کرد (کردم و غیره)

13. never ever
(عامیانه) ابدا ابدا،اصلا هرگز،اصلا و ابدا،هرگز هرگز

14. never let your left hand know what your right hand is doing
هرگز نگذار دست چپت از کارهای دست راستت سردربیاورد،نگذار دیگران به کارهای تو واقف شوند

15. never look a gift horse in the mouth
دهان (یا دندان های) اسب پیشکشی را بررسی نکن،از هدیه خرده گیری نکن

16. never mind
اهمیتی ندارد،چیزی نیست،حرفش را نزن

17. never mix business with pleasure
کار را با تفریح قاطی نکن،موقع کار کردن کار بکن

18. never puts a foot wrong
هرگز اشتباه نمی کند

19. never say die
امید را از دست نده،امیدوار باش،آیه ی نحس نخوان

20. never say never
هرگز نگو هرگز،هرگز نومید مشو

21. never speak ill of the dead
هرگز از مرده بدگویی نکن

22. never tell tales out of school
امور و اسرار محل کار خودت را پیش دیگران مطرح نکن،دهان لق نباش

23. never too late to mend
برای اصلاح هیچ وقت دیر نیست

24. he never asked about the why and the how
هرگز درباره ی علت و چگونگی پرسش نکرد.

25. he never drinks
او هرگز مشروب (الکلی) نمی خورد.

26. he never elaborated on that rumor
او هرگز درباره ی آن شایعه وارد جزئیات نشد.

27. he never followed my advice
او هرگز به پند من عمل نکرد.

28. he never listens to reason
او هرگز به منطق گوش نمی دهد.

29. he never said a word of blame against me
هرگز کلامی به عیب جویی از من ادا نکرد.

30. he never takes alcohol in any form
او ابدا هیچ جور مشروب الکلی نمی خورد.

31. he never used the tie which i gave him
کراواتی را که به او داده بودم هرگز نزد.

32. he never wanted to be like the herd
او هرگز نمی خواست مثل مردم عادی باشد.

33. he never went to the store that had stung him
هرگز به مغازه ای که به او گرانفروشی کرده بود نرفت.

34. i never bother to iron my shirts
هرگز به خودم زحمت اتو کردن پیراهن را نمی دهم.

35. i never dreamed of finding her
هرگز در خواب هم نمی دیدم که او را بیابم.

36. i never expected such crudity from her
هرگز انتظار چنین بی ادبی را از او نداشتم.

37. i never gamble, no sir!
من هرگز قمار نمی کنم،ابدا!

38. i never got a hearing!
اصلا کسی به حرفم توجه نکرد!

39. i never had the occasion to meet him
هرگز فرصت ملاقات او دست نداد.

40. i never promised you a rose garden
هرگز به تو قول باغ گل سرخ را ندادم.

41. i never thought he would be such a fool
هرگز فکر نمی کردم این چنین احمق باشد.

42. i never thought that the fall of communism would happen during my lifetime
هرگز فکر نمی کردم که زوال کمونیسم در زمان حیات من اتفاق بیافتد.

43. i'll never forget the day he died
هرگز روز مرگ او را فراموش نخواهم کرد.

44. it never rains but it pours
یا اصلا نمی بارد یا خیلی می بارد.

45. it's never too late to start learning
هیچگاه برای آغاز یادگیری دیر نیست.

46. she never goes where she is not invited
او هرگز به جایی که دعوت نشده است نمی رود.

47. she never lost her faith in god
او هرگز ایمان خود را نسبت به خداوند از دست نداد.

48. they never served the mess on time
هیچ گاه سر وقت غذا نمی دادند.

49. violence never pays
خشونت هرگز فایده ندارد.

50. you never answered my letters
تو به نامه های من هرگز پاسخ ندادی.

51. (j. donne) never send to know for whom the bell tolls, it tolls for thee
هرگز جویا نشو که ناقوس برای که به صدا درآمده است: برای تو صدا می کند.

52. it never rains but it pours
بدبختی هرگز تنها نمی آید،بدبیاری یکی دوتا نیست

53. it never rains out it pours
(چیزهای خوب یابد) یا نمی آید یا سیل مانند می آید

54. lightning never strikes twice in the same place
هیچ رویدادی به همان شکل سابق تکرار نمی شود

55. anti-intellectual atmospheres never produce scholars
محیط های ضدمتفکر هرگز دانشمند نمی پرورانند.

56. children should never be shaken hard
کودکان را هرگز نباید تکان شدید داد.

57. christendom has never been a unified political power
دنیای مسیحیت هرگز یک نیروی واحد سیاسی نبوده است.

58. friends who never had a variance
دوستانی که هرگز ناسازگاری نداشتند

59. he had never seen so beautiful a child
هرگز کودکی به این زیبایی ندیده بود.

60. he has never been out on a date with a girl
او هرگز با دختری بیرون نرفته است.

61. he will never pass the exam however hard he studies
هرچقدر هم که درس بخواند در امتحان قبول نخواهد شد.

62. he would never allow his brother's orphans to want
او هزگز نمی گذاشت که فرزندان یتیم برادرش،عسرت بکشند.

63. his daughter never writes or calls
دخترش هرگز نه نامه ای می نویسد نه تلفن می زند.

64. homa resolved never to go to their house again
هما تصمیم گرفت که دیگر هرگز به خانه ی آنها نرود.

65. i can never excuse his rudeness
هرگز نمی توانم بی ادبی او را ببخشم.

66. i had never been busted before
قبلا هرگز بازداشت نشده بودم.

67. i have never been able to relate to him
هرگز نتوانسته ام با اوتفاهم برقرار کنم.

68. i have never been in a community where happiness was so tangible
هرگز در جامعه ای نبوده ام که شادی آن چنین محسوس باشد.

69. i have never been to australia
هیچگاه در استرالیا نبوده ام.

70. i have never done drugs
من هرگز مواد مخدر مصرف نکرده ام.

مترادف ها

هیچ (قید)
ever, anything, aught, never, nowise, anywise

ابدا (قید)
nowhere near, nohow, aught, never, nowise, anywise, no, not at all, eternally, whatever

حاشا (قید)
never

هرگز (قید)
ever, never

هیچگاه (قید)
never

هیچ وقت (قید)
never

به انگلیسی

• not at all; not at any time; not ever; not in any way
never means at no time in the past or future.
never means not in any circumstances at all.
never ever is an emphatic expression for `never'; an informal use.
you use never with the simple past tense to mean `did not'; an informal use.

پیشنهاد کاربران

هیچوقت، هرگز
هیچ وقت
هرگز
I'll Never Make You Feel Alone
هرگز اجازه نمیدم اِحساسِ تنهای بکنی
خورشیدوند جان قسمت دوم معنیت{احساس تنهایی بکنی} اشتباهه هیچ ربطی به این کلمه نداره
این جمله ای که تو نوشتی که خواستی کلمه never رو معنی کنی معنیش با این کلمه فرق میکنه♥♥
از طرفψα��α
So i was
Never loved you
You watched you were lost
تا من بودم
هیچ وقت به تو محبت نکرد
تو تماشا میکردی گم میشدی
پشت سر
هــرگــز، هیچوقــتـــ
به هیچ عنوان
تا حالا
اصلا
Never play with the wings of an angel
I say the rest up there for you to hear

هرگز
به هیچ عنوان
هرگز
تا ابد خیر
قید never به معنای هرگز و هیچ وقت
قید never به عدم وجود چیزی، انجام عملی و یا افتادن اتفاقی در هیچ زمانی ( گذشته، حال و آینده ) اشاره دارد. مثال:
. wars never solve anything ( جنگ ها هیچ وقت هیچ چیز را حل نمی کنند. )
. i've never heard anything so ridiculous ( من هرگز چیزی اینقدر مسخره نشنیده بودم. )

منبع: سایت بیاموز
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما