1. ( روانشناسی – اصلی ) : شکل جمع "neurosis" ( روان رنجوری ) . به گروهی از اختلالات روانی گفته می شود که با اضطراب مزمن، پریشانی عاطفی، و رفتارهای ناسازگارانه مشخص می شوند، اما فرد هنوز توانایی درک واقعیت و عملکرد در زندگی روزمره را دارد ( برخلاف psychosis ) .
... [مشاهده متن کامل]
مثال: His neuroses manifest as obsessive hand - washing and constant checking.
روان رنجوری های او به صورت شستشوی وسواسی دست و چک کردن مداوم ظاهر می شود.
2. ( عامیانه/محاوره – رایج ) : نگرانی ها، ترس ها یا عادات عجیب و غریب و غیرمنطقی که فرد دارد، اما نه به شدت اختلال بالینی.
مثال: We all have our little neuroses – like being afraid of spiders or needing everything to be tidy.
همه ما روان رنجوری های کوچک خودمان را داریم – مثل ترس از عنکبوت یا نیاز به مرتب بودن همه چیز.
3. ( روانکاوی – فرویدی ) : در نظریه فروید، neuroses نتیجه تعارض های ناخودآگاه بین غرایز ( id ) ، وجدان ( superego ) و واقعیت ( ego ) هستند.
مثال: Freud believed that neuroses stem from unresolved childhood conflicts.
فروید معتقد بود روان رنجوری ها از تعارض های حل نشده دوران کودکی نشأت می گیرند.
... [مشاهده متن کامل]
مثال: His neuroses manifest as obsessive hand - washing and constant checking.
روان رنجوری های او به صورت شستشوی وسواسی دست و چک کردن مداوم ظاهر می شود.
2. ( عامیانه/محاوره – رایج ) : نگرانی ها، ترس ها یا عادات عجیب و غریب و غیرمنطقی که فرد دارد، اما نه به شدت اختلال بالینی.
مثال: We all have our little neuroses – like being afraid of spiders or needing everything to be tidy.
همه ما روان رنجوری های کوچک خودمان را داریم – مثل ترس از عنکبوت یا نیاز به مرتب بودن همه چیز.
3. ( روانکاوی – فرویدی ) : در نظریه فروید، neuroses نتیجه تعارض های ناخودآگاه بین غرایز ( id ) ، وجدان ( superego ) و واقعیت ( ego ) هستند.
مثال: Freud believed that neuroses stem from unresolved childhood conflicts.
فروید معتقد بود روان رنجوری ها از تعارض های حل نشده دوران کودکی نشأت می گیرند.
اختلالات عصبی
اختلالات روانی
اختلالات روانی
روان رنجوری:نوعی اختلال روانی مثل افسردگی یا اضطراب