nerve center

/ˈnɜːrvˈsentər//nɜːvˈsentə/

معنی: مرکز فرماندهی، مرکز عصبی
معانی دیگر: (کالبد شناسی) پی گروه (دسته ی عصب که کار بخصوصی انجام می دهند مثلا نفس کشیدن)

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a group of closely connected nerve cells that performs a particular function.

(2) تعریف: a center of power, control, or authority.
مشابه: center

مترادف ها

مرکز فرماندهی (اسم)
headquarters, nerve center

مرکز عصبی (اسم)
nerve center

انگلیسی به انگلیسی

• group of nerve cells that work together to control a specific sense or bodily activity; center of business, control center, headquarters

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی ( معنی مجازی ) :
• مرکز فرماندهی
• قلب تپنده ( یک سازمان/سیستم )
• نقطه ی کانونی کنترل
• مغز متفکر ( یک عملیات )
🔸 مثال ها ( معنی مجازی ) :
• “The situation room at the White House is the nerve center of U. S. national security. ”
...
[مشاهده متن کامل]

اتاق وضعیت در کاخ سفید، مرکز فرماندهی امنیت ملی آمریکاست.
• “This server room is the nerve center of our entire company network. ”
این اتاق سرور، قلب تپنده ی کل شبکه ی شرکت ماست.
• “The marketing department is the nerve center of our new product launch. ”
بخش بازاریابی، نقطه ی کانونی کنترل راه اندازی محصول جدید ماست.

مرکز تصمیم گیری