neolithic

/ˌniːəˈlɪθɪk//ˌniːəˈlɪθɪk/

معنی: نوسنگی، وابسته به عصر حجر جدید
معانی دیگر: (زمین شناسی) نوسنگی (حدود 8000 تا 3500 سال پیش از میلاد)

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: (sometimes l.c.) designating the latter part of the Stone Age, from about 8,000 B.C. to about 3,500 B.C., characterized by the use of polished stone tools and the beginnings of farming.

جمله های نمونه

1. The neolithic period is sometimes called the new stone age.
[ترجمه ترگمان]دوره neolithic گاهی عصر حجر جدید نامیده می شود
[ترجمه گوگل]دوره نئولیتیک گاهی اوقات سن سنگ جدید نامیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Cattle were first domesticated in Neolithic times.
[ترجمه ترگمان]گاوها اولین بار در عصر حجر بودند
[ترجمه گوگل]گاوها ابتدا در زمان نوسنگی اهلی شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In Neolithic art we discover a vast array of bird-woman Goddess statues, pots, and paintings.
[ترجمه ترگمان]در هنر نوسنگی، ما طیف وسیعی از مجسمه های الهه زن - زن، دیگ های سفالی، و نقاشی را کشف می کنیم
[ترجمه گوگل]در هنر نئولیتیک ما مجموعه گسترده ای از مجسمه ها، گلدان ها و نقاشی های الهه پرنده زن را کشف می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The presence of Bronze Age tumuli and neolithic trackways shows that the relationship between people and this landscape is incredibly ancient.
[ترجمه ترگمان]حضور عصر برنز tumuli و neolithic trackways نشان می دهد که رابطه بین مردم و این منظره فوق العاده باستانی است
[ترجمه گوگل]حضور تونل های برنز و مسیرهای نئولیتیک نشان می دهد که رابطه بین مردم و این منظره، فوق العاده باستانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. In the Neolithic, or New Stone Age, we find the beginning of temples, stone circles, and monumental earthworks.
[ترجمه ترگمان]در عصر حجر، یا عصر حجر، ما شروع معابد، حلقه های سنگی و خاک ریزی ها را می یابیم
[ترجمه گوگل]در دوره نوسنگی، یا عصر جدید سنگ، ابتدا معابد، دایره های سنگی و زمین های برجسته ای را می بینیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The Neolithic builders created monuments to rival the hills themselves, an activity that required a massive dedication of resources.
[ترجمه ترگمان]سازندگان نوسنگی، مجسمه ها را ایجاد کردند تا خود تپه ها را رقابت کنند، فعالیتی که به تخصیص عظیم منابع نیاز داشت
[ترجمه گوگل]سازندگان نوسنگی، آثاری را ساختند که برای تسخیر تپه ها، فعالیتی بود که نیاز به وفاداری فراوان از منابع داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Other considerations for siting Neolithic settlements included good water and soil, and convenient pasture land for newly domesticated animals.
[ترجمه ترگمان]ملاحظات دیگر مربوط به نشست Neolithic Neolithic شامل آب و خاک خوب و چراگاه های مناسب برای حیوانات اهلی شده است
[ترجمه گوگل]ملاحظات دیگر در مورد محل سکونت نئولیتی شامل آب و خاک و زمین های مناسب مرتع برای حیوانات تازه متولد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Even in the neolithic period, a skein of east-west trade routes was established across the Aegean.
[ترجمه ترگمان]حتی در دوران neolithic، یک کلاف از مسیرهای تجاری شرق - غرب در سراسر دریای اژه ایجاد شد
[ترجمه گوگل]حتی در دوران نوسنگی، مسیرهای تجاری شرق و غرب در سراسر اژه ایجاد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. This chapter will focus primarily on the Neolithic period in Europe.
[ترجمه ترگمان]این بخش در درجه اول بر دوره نوسنگی در اروپا تمرکز خواهد کرد
[ترجمه گوگل]این فصل به طور عمده در دوره نوسنگی در اروپا تمرکز خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Male speaker Neolithic man would have used an axe to cut the trees.
[ترجمه ترگمان]یک مرد در عصر حجر و نوسنگی، از یک تبر برای قطع درختان استفاده می کرد
[ترجمه گوگل]سخنران مرد مرد نئولیتیک از یک تبر برای بریدن درختان استفاده می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The lack of evidence of violence in the Neolithic period is so complete it becomes almost hard to believe.
[ترجمه ترگمان]فقدان شواهد مربوط به خشونت در دوره نوسنگی: به قدری کامل است که به سختی می توان باور کرد
[ترجمه گوگل]فقدان شواهدی از خشونت در دوران نوسنگی بسیار کامل است و به سختی اعتقاد دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We have seen how many of the Neolithic monuments, such as Silbury Hill, were built over underground streams.
[ترجمه ترگمان]ما دیده ایم که چگونه بسیاری از بناهای تاریخی Neolithic مانند تپه Silbury بر روی جریان های زیرزمینی ساخته شده اند
[ترجمه گوگل]ما شاهدیم که بسیاری از آثار نوسنگی مانند سیل بور هیل بر روی جریانهای زیرزمینی ساخته شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In fact, the Neolithic was possibly the most dynamic period in human history.
[ترجمه ترگمان]در واقع، دوران نوسنگی، احتمالا the دوره در تاریخ بشر بود
[ترجمه گوگل]در واقع، نوسنگی احتمالا دوره پویا ترین در تاریخ بشر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Perhaps some, or even many, Neolithic societies perished because of this.
[ترجمه ترگمان]شاید برخی یا حتی بسیاری از جوامع Neolithic به این خاطر از بین رفته اند
[ترجمه گوگل]شاید بعضی یا حتی بسیاری از جوامع نوسنگی به دلیل این امر از بین رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. However, in both cases, Pech-Merle and the Neolithic, we see the symbolic forms associated with clear female symbols.
[ترجمه ترگمان]با این حال، در هر دو مورد، پچ و Merle و the، شکل های سمبلیک مرتبط با نمادهای زن روشن را می بینیم
[ترجمه گوگل]با این حال، در هر دو مورد، Pech-Merle و Neolithic، ما نمادهای نمادین را با نمادهای زنانه آشنا می بینیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نوسنگی (صفت)
neolithic

وابسته به عصر حجر جدید (صفت)
neolithic

تخصصی

[زمین شناسی] دوران نوسنگی، از 4500 تا 2200 سال قبل از میلاد

به انگلیسی

• of the later stone age, pertaining to the age characterized by the development of agriculture and sophisticated tools and weapons (anthropology)
neolithic means belonging to the period when people first started farming but still used stone weapons and tools.

پیشنهاد کاربران

عصر حجر
دوران نو سنگی
Neolithic ( باستان‏شناسی )
واژه مصوب: نوسنگی
تعریف: دوره ای در پیش از تاریخ که در آن انسان ابزارهای سنگی را صیقل و تراش می داد، و هنوز از فلزات استفاده نمی کرد؛ در این دوره کشاورزی و اهلی کردن چارپایان آغاز می شود|||متـ . عصر نوسنگی New Stone Age
عصر حجر

– neolithic stone axes
– Cattle were first domesticated in neolithic times
– The neolithic period is sometimes called the new stone age
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما