نئوکان، نومحافظه کار، محافظه کاران نوین
حرف اصلی neocon یا neoconservativeها در آمریکا را می توان به چند محور کلیدی خلاصه کرد:
1️⃣ قدرت نظامی و مداخله جویی
آن ها معتقدند آمریکا باید قدرت نظامی اش را برای گسترش دموکراسی و منافع خود در جهان به کار گیرد. یعنی اگر جایی تهدید علیه امنیت آمریکا یا دموکراسی وجود دارد، دخالت نظامی مجاز و ضروری است.
... [مشاهده متن کامل]
2️⃣ دموکراسی سازی و جهانی سازی ارزش ها
neoconها بر این باورند که دموکراسی آمریکایی یک مدل جهانی است و باید آن را در سطح جهان ترویج کرد، حتی اگر با زور یا فشار باشد.
3️⃣ حمایت از اسرائیل و خاورمیانه
یکی از شاخص ترین مواضع neoconها، حمایت قوی از اسرائیل و سیاست های تهاجمی در خاورمیانه است. بسیاری از آن ها معتقدند که ثبات و امنیت آمریکا در منطقه با حفظ و تقویت اسرائیل گره خورده است.
4️⃣ موضع سخت در برابر دشمنان آمریکا
آن ها با مذاکرات نرم و کوتاه آمدن در برابر دشمنان آمریکا مخالفند و ترجیح می دهند سیاست های تهاجمی و فشار حداکثری اعمال شود.
5️⃣ اقتصاد و لیبرالیسم داخلی کمتر مطرح است
در مقابل، neoconها کمتر به مسائل اقتصادی داخلی توجه دارند و تمرکز اصلی شان روی سیاست خارجی و قدرت جهانی است.
━━━━━━━━━━
نمادها و تاریخچه
تولد در دهه ۱۹۶۰–۱۹۷۰: بسیاری از اعضای اولیه neoconها از چپ لیبرال ها بودند که بعداً به سمت محافظه کار شدن در سیاست خارجی رفتند.
نمونه ها: Paul Wolfowitz، Richard Perle، Elliott Abrams، و البته افرادی که در دولت بوش پسر نقش داشتند.
جمله مشهور: �دموکراسی باید صادر شود� ( Democracy must be promoted worldwide ) .
1️⃣ قدرت نظامی و مداخله جویی
آن ها معتقدند آمریکا باید قدرت نظامی اش را برای گسترش دموکراسی و منافع خود در جهان به کار گیرد. یعنی اگر جایی تهدید علیه امنیت آمریکا یا دموکراسی وجود دارد، دخالت نظامی مجاز و ضروری است.
... [مشاهده متن کامل]
2️⃣ دموکراسی سازی و جهانی سازی ارزش ها
neoconها بر این باورند که دموکراسی آمریکایی یک مدل جهانی است و باید آن را در سطح جهان ترویج کرد، حتی اگر با زور یا فشار باشد.
3️⃣ حمایت از اسرائیل و خاورمیانه
یکی از شاخص ترین مواضع neoconها، حمایت قوی از اسرائیل و سیاست های تهاجمی در خاورمیانه است. بسیاری از آن ها معتقدند که ثبات و امنیت آمریکا در منطقه با حفظ و تقویت اسرائیل گره خورده است.
4️⃣ موضع سخت در برابر دشمنان آمریکا
آن ها با مذاکرات نرم و کوتاه آمدن در برابر دشمنان آمریکا مخالفند و ترجیح می دهند سیاست های تهاجمی و فشار حداکثری اعمال شود.
5️⃣ اقتصاد و لیبرالیسم داخلی کمتر مطرح است
در مقابل، neoconها کمتر به مسائل اقتصادی داخلی توجه دارند و تمرکز اصلی شان روی سیاست خارجی و قدرت جهانی است.
━━━━━━━━━━
نمادها و تاریخچه
تولد در دهه ۱۹۶۰–۱۹۷۰: بسیاری از اعضای اولیه neoconها از چپ لیبرال ها بودند که بعداً به سمت محافظه کار شدن در سیاست خارجی رفتند.
نمونه ها: Paul Wolfowitz، Richard Perle، Elliott Abrams، و البته افرادی که در دولت بوش پسر نقش داشتند.
جمله مشهور: �دموکراسی باید صادر شود� ( Democracy must be promoted worldwide ) .
نومحافظه کاری ( که به طور مخفف به آن نئوکان ( Neocon ) گفته می شود ) جنبشی سیاسی است که در آمریکا در دهه ۱۹۶۰ در میان دمکرات هایی متولد شد که از سیاست داخلی و خصوصاً خارجی این حزب سرخورده شده بودند. بسیاری از پیروان آن در جریان دولت های جمهوریخواه دهه های ۷۰، ۸۰، ۹۰ و ۲۰۰۰ مشهور شدند. اوج اثرگذاری نومحافظه کاری در دولت های جرج دبلیو بوش، جرج هربرت واکر بوش و تونی بلر بود، که آن ها نقش عمده ای در پیشبرد و برنامه ریزی برای اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ ایفا کردند. نومحافظه کاران برجسته دولت بوش عبارت بودند از پال ولفوویتز، جان بولتون، الیت ابرمز، ریچارد پرل، و پل برمر. مقامات ارشدی چون معاون رئیس جمهور دیک چینی و وزیر دفاع دونالد رامسفلد، با این که خود را نومحافظه کار نمی دانستند به دقت به مشاوران نومحافظه کار در زمینه سیاست خارجی، مخصوصاً در زمینه اسرائیل، ترویج دمکراسی در خاورمیانه، و استفاده از قوای نظامی آمریکا به منظور دستیابی به این اهداف، گوش فرا می دادند. نومحافظه کاران در کاخ سفید باراک اوباما نیز دارای نفوذ بودند و نومحافظه کاری هنوز تیری در ترکش هر دو حزب باقی مانده است.
... [مشاهده متن کامل]
مثال؛
همان neoconservative است یعنی حامی و یا طرفدار محافظه کاری نوین