necked

جمله های نمونه

1. the engaged couple necked on the back seat of the car
آن دو نامزد در صندلی عقب اتومبیل عشقبازی کردند.

2. One mischief [misfortune] comes on the neck of another.
[ترجمه ترگمان]یک شرارت به گردن یکی دیگر می آید
[ترجمه گوگل]یکی از بدبختی ها (بدبختی) بر گردن دیگری می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. One misfortune comes on the neck of another.
[ترجمه ترگمان]یک بدبختی به گردن یکی دیگر می افتد
[ترجمه گوگل]یک بدبختی بر گردن دیگری می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Crane is a kind of bird with very long legs and neck.
[ترجمه ترگمان]مرغ نوعی پرنده با پاها و گردن بلند است
[ترجمه گوگل]جرثقیل یک نوع پرنده با پاها و گردن بسیار طولانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The back of my neck throbbed painfully.
[ترجمه ترگمان]گردنم به طرز دردناکی زق زق می کرد
[ترجمه گوگل]پشت گردن من دردناک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He had the thickest neck I'd ever seen.
[ترجمه ترگمان]او بزرگ ترین گردنی که تا به حال دیده بودم را داشت
[ترجمه گوگل]او ضخیم ترین گردن من را دیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I am a very lonely at the time the children will look up to the sky, watching the sun, watching the big moon, hope to see the eyes of the neck pain, choking with tears. This is true, children do not lie.
[ترجمه ترگمان]در آن زمان که بچه ها به آسمان نگاه می کنند، خورشید را تماشا می کنند، به ماه بزرگ نگاه می کنند و امیدوارند که چشمان درد گردن را ببینند که از گریه خفه می شوند این درست است، بچه ها دروغ نمی گویند
[ترجمه گوگل]من بسیار تنهایی هستم در حالی که بچه ها به آسمان نگاه می کنند، تماشای خورشید، تماشای ماه بزرگ، امید به دیدن چشم های گردن درد، خفه شدن با اشک این درست است، بچه ها دروغ نمی گویند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He broke his neck in the fall.
[ترجمه ترگمان]گردنش شکست
[ترجمه گوگل]او در پاییز گردن او را شکست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Some neck injuries cause total loss of mobility below the point of injury.
[ترجمه ترگمان]برخی آسیب های گردن باعث از دست رفتن کلی تحرک در پایین نقطه آسیب می شوند
[ترجمه گوگل]بعضی از آسیب های گردن باعث از دست دادن تحرک در نقطه ضعف می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Somebody's going to break their neck on these steps.
[ترجمه ترگمان]یک نفر باید گردن خود را روی این پله ها بشکند
[ترجمه گوگل]کسی در این مراحل گردن را می شکند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The neck of a shirt gets dirty easily.
[ترجمه ترگمان]گردن یک پیرهن به آسانی کثیف می شود
[ترجمه گوگل]گردن یک پیراهن به راحتی کثیف می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I'll wring your neck if you don't behave!
[ترجمه ترگمان]اگر رفتار نکنی گردنتو می شکنم!
[ترجمه گوگل]اگر شما رفتار نکنید، گردن خود را برمیدارم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. She had a gold chain around her neck.
[ترجمه ترگمان]زنجیر طلایی دور گردنش بود
[ترجمه گوگل]او یک گردن طلایی داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The sinews on his neck stood out like knotted string.
[ترجمه ترگمان]رگ گردن او مثل طناب گره خورده بود
[ترجمه گوگل]مچ دست روی گردنش مثل رشته پیچیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. He was getting a crick in his neck from leaning out of the window for so long.
[ترجمه ترگمان]او مدت زیادی از پنجره به بیرون خم شده بود
[ترجمه گوگل]او برای مدت طولانی از پنجره بیرون زده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• having a certain type of neck (i.e. short-necked); having a collar

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما