naturist

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: one who appreciates the delights of nature.

جمله های نمونه

1. Many go on naturists holiday or to camps, strip off on the beach or simply in their gardens.
[ترجمه گوگل]بسیاری از آنها به تعطیلات طبیعت گرد یا به کمپ می روند، در ساحل یا به سادگی در باغچه هایشان پیاده می شوند
[ترجمه ترگمان]بسیاری از آن ها به تعطیلات naturists یا به اردوگاه ها می روند، در ساحل یا به سادگی در باغ های خود رها می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There are just 1official naturist beaches.
[ترجمه گوگل]فقط 1 سواحل رسمی طبیعی وجود دارد
[ترجمه ترگمان]تنها ۱ ساحل رسمی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It's just along from Brighton's Naturist Beach where you can indulge in the luxury of an all-over tan.
[ترجمه گوگل]درست در امتداد ساحل طبیعت‌شناس برایتون، جایی که می‌توانید از یک برنزه شدن کامل لذت ببرید
[ترجمه ترگمان]درست در کنار ساحل Naturist ساحل برایتون است که شما می توانید در ناز و نعمت یک حمام آفتاب باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. And for Ken and the other Wirral naturists they were in heaven.
[ترجمه گوگل]و برای کن و سایر طبیعت شناسان Wirral آنها در بهشت ​​بودند
[ترجمه ترگمان]و به خاطر کن و اون یکی Wirral که تو بهشت بودن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Moorcock was undressing like a born again naturist, selling off anything from ouija boards to weapons systems.
[ترجمه گوگل]مورکاک مانند یک طبیعت‌شناس از نو در می‌آمد و هر چیزی را از تخته‌های اویجا گرفته تا سیستم‌های تسلیحاتی می‌فروشد
[ترجمه ترگمان]Moorcock مانند یک نوزاد دوباره متولد شد و هر چیزی را از تابلوهای ouija به سیستم های اسلحه می فروخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. But now the naturists are coming out of from behind the bushes in growing numbers.
[ترجمه گوگل]اما اکنون طبیعت شناسان به تعداد فزاینده ای از پشت بوته ها بیرون می آیند
[ترجمه ترگمان]اما حالا the از پشت بوته ها در حال رشد هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Sam, 21 (third from left): "I've been a naturist for five years and I got my -girlfriend Jenny into it.
[ترجمه گوگل]سام، 21 ساله (سوم از سمت چپ): "من پنج سال است که متخصص طبیعت هستم و دوست دخترم جنی را وارد این کار کردم
[ترجمه ترگمان]سم، ۲۱ (سوم از چپ): \" پنج سال بود که یک naturist بودم و دوست دخترم جنی را به آن بردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Taylor admitted that a naturist office offers "no benefit to business productivity other than providing a nice facility for the staff".
[ترجمه گوگل]تیلور اعتراف کرد که یک دفتر طبیعت‌شناس «هیچ فایده‌ای برای بهره‌وری کسب‌وکار ندارد جز فراهم کردن امکانات خوب برای کارکنان»
[ترجمه ترگمان]تیلور قبول کرد که یک دفتر naturist \"هیچ سودی برای بهره وری کسب وکار به جز ارائه تسهیلات خوب برای کارکنان ندارد\"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Jenny, with boyfriend Sam: "I've been a naturist for a year.
[ترجمه گوگل]جنی با دوست پسرش سام: "من یک سال است که متخصص طبیعت هستم
[ترجمه ترگمان]جنی \"با دوست پسر\" سم \"یک ساله که من یه\" naturist \"هستم\"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The owner of a Swedish naturist hotel said that by shedding their clothes, guests find being naked free and relaxing.
[ترجمه گوگل]صاحب یک هتل طبیعت‌شناس سوئدی می‌گوید که مهمانان با انداختن لباس‌های خود، برهنه بودن را آزاد و آرامش‌بخش می‌یابند
[ترجمه ترگمان]صاحب هتل \"Swedish Swedish\" گفت که با رها کردن لباس ها، مهمانان به طور غیر رسمی آزاد و رها می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In the "naturist quarter" of this Mediterranean resort town, nudity is legal not only on the beach but also in banks, restaurants and shops.
[ترجمه گوگل]در "محله طبیعت گرد" این شهر تفریحی مدیترانه ای، برهنگی نه تنها در ساحل، بلکه در بانک ها، رستوران ها و مغازه ها نیز قانونی است
[ترجمه ترگمان]در محله \"naturist\" این شهر تفریحی مدیترانه ای، برهنگی نه تنها در ساحل بلکه در بانک ها، رستوران ها و مغازه ها نیز قانونی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. There are at least naturist beaches in the Basque region, and many more all over the Spanish coast.
[ترجمه گوگل]حداقل سواحل طبیعت شناسی در منطقه باسک و بسیاری دیگر در سراسر سواحل اسپانیا وجود دارد
[ترجمه ترگمان]حداقل naturist ساحل در منطقه باسک وجود دارد و خیلی بیشتر از ساحل اسپانیا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. So he hopes that his naturist spa hotel in Birmingham would be the pioneer and the industry could go further.
[ترجمه گوگل]بنابراین او امیدوار است که هتل آبگرم طبیعت‌شناس او در بیرمنگام پیشگام باشد و صنعت بتواند فراتر از آن پیش رود
[ترجمه ترگمان]بنابراین او امیدوار است که هتل آب گرم his در بیرمنگام پیشگام باشد و این صنعت می تواند جلوتر برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. There's a wonderful freedom being nude in a naturist area.
[ترجمه گوگل]برهنه بودن در یک منطقه طبیعت گردان آزادی شگفت انگیزی دارد
[ترجمه ترگمان]در یک منطقه naturist آزادی فوق العاده ای وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Britain's first naturist spa hotel is opened in suburb of Birmingham. Guests can enjoy their vacation in a state of nature.
[ترجمه گوگل]اولین هتل آبگرم طبیعت‌شناس بریتانیا در حومه بیرمنگام افتتاح شد مهمانان می توانند از تعطیلات خود در طبیعت لذت ببرند
[ترجمه ترگمان]اولین هتل آب گرم naturist در حومه بیرمنگام افتتاح شد مهمان ها می توانند از تعطیلات خود در یک وضعیت طبیعی لذت ببرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• nudist, one who does not wear clothes, one who supports nudism

پیشنهاد کاربران

طبیعت گرا / برهنه گرای طبیعی
📌 تفاوت و نکات مهم:
• به فردی گفته می شود که از فلسفه طبیعت گرایی ( naturism ) پیروی می کند؛ سبکی از زندگی که بر هماهنگی با طبیعت تأکید دارد و برهنگی اجتماعی را در محیط های مناسب و پذیرفته شده، بخشی طبیعی و غیرجنسی از این سبک زندگی می داند.
...
[مشاهده متن کامل]

• با nudist ( برهنه گرا ) تفاوت دارد. این دو واژه اغلب به جای یکدیگر به کار می روند، اما naturist معمولاً بر فلسفه ای گسترده تر شامل ارتباط با طبیعت، احترام به بدن، سلامت و سبک زندگی طبیعی تأکید دارد، در حالی که nudist بیشتر صرفاً به کسی اشاره می کند که از برهنگی اجتماعی لذت می برد یا آن را ترجیح می دهد.
• با naturalist ( طبیعت شناس ) متفاوت است. naturalist به دانشمند یا پژوهشگری گفته می شود که طبیعت، گیاهان، جانوران یا محیط زیست را مطالعه می کند. این واژه هیچ ارتباطی با naturist ندارد.
• naturist لزوماً به معنای فردی نیست که همیشه یا در همه مکان ها برهنه باشد. این سبک زندگی معمولاً در مکان های مشخص مانند سواحل، اردوگاه ها یا اقامتگاه های ویژه طبیعت گرایان و با رعایت قوانین و هنجارهای اجتماعی دنبال می شود.
کاربردهای رایج:
naturist = طبیعت گرا / برهنه گرای طبیعی
naturist beach = ساحل طبیعت گرایان
naturist resort = اقامتگاه طبیعت گرایان

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : naturalize
✅️ اسم ( noun ) : nature / naturalization / naturalism / naturalist / naturalness / naturism / naturist
✅️ صفت ( adjective ) : natural / naturalistic / naturist / naturalized
...
[مشاهده متن کامل]

✅️ قید ( adverb ) : naturally / naturalistically

عریان گرا
مترادف کلمه nudist است
( این افراد معتقدند که پوشیدن هیچ لباسی سالم نیست برای بدن و از لحاظ روانشناسی انسان های نرمالی نیستند )
عریان گرا کسی که اعتغاد دارد دیگران باید عریان باشند و لباس نپوشند این ترجمه توسط دانشگاه کمبریج و کانون زبان ایران تایید شده.